گردهمایی (2 میلیون ژتون جایزه)
- by: shahab-amar,
- date: 2012-04-21,
- comments: 58,
- views: 340
ضمن عرض سلام خدمت یکایک شما سروران و
خانواد
ه عزیزم در پرشیاهما
نطور که مستحضر هستید در روز جمعه مورخ 8 اردیبهشت ماه در پارک پردیسان جهت تجدید دیدار و بوجود آوردن محیط دوستانه و صمیمی تری در پرشیا به صرف ناهار گرد هم جمع خواهیم شد. باز هم از عمو مهران عزیز جهت تقبل خرید جوجه برای ناهار روز مورد نظر کمال تشکر رو دارم و هر یک از عزیزان که بتوانند و علاقه مند باشند میتوانند آمادگی خود را برای خرید سایر تدارکات اعلام بفرمایند. سعید دوست داشتنی هم قرار است زحمت نان سنگک تازه را بکشند. هرایر عزیز هم مسابقه ای برای این روز تدارک دیدند و به نفر برنده هم تعداد 2 میلیون ژتون جایزه خواهند داد. مسابقه از این قرار هست که چون پارک پردیسان محل مناسبی برای بادبادک بازیست به نفری که بادبادکش بیشترین اوج را داشته باشد 2 میلیون ژتون جایزه تقدیم میشود. البته باید این نکته رو در نظر گرفت که بادبادک های آماده قابل شرکت در مسابقه نخواهد بود و بادبادک ها باید توسط دستان هنرمند خودتان ساخته شود که به راحتی میتوان با استفاده از ابزاری چون حصیر و کاغذهای رنگی و سیریش آن را مهیا نمود. مشت
اق دیدار یکایک شما عزیزان ارادتمند شهاباسراییل زمان حمله به ایران را اعلام کرد!
- by: A.A.D,
- date: 2012-04-21,
- comments: 28,
- views: 197

جزیی
ات عملیات جنگی اسراییل علیه ایران برای نخستین بار اعلام شد. کانال 10 اسراییل روز گذشته طی برنامه ای نتایج بررسی های چند هفته ای در مورد طرح عملیات نظامی علیه تاسیسات هسته ای ایران را که در برگیرنده اظهارات چندین تن از افسران بلند پایه ارتش اسراییل می باشد، پخش کرده است. 
به گزارش سه نسل به نقل از زلال نیوز از شعبه سیاسی روزنامه ینی مساوات،جزییات عملیات جنگی اسراییل علیه ایران برای نخستین بار اعلام شد. کانال 10 اسراییل روز گذشته طی برنامه ای نتایج بررسی های چند هفته ای در مورد طرح عملیات نظامی علیه تاسیسات هسته ای ایران را که در برگیرنده اظهارات چندین تن از افسران بلند پایه ارتش اسراییل می باشد، پخش کرده است. به گزارش این کانال تلویزیون ی، اسراییل تا 23 آوریل برای مشخص شدن نتیجه تلاش های دیپلماتی ک بین المللی در راستای منصرف کردن ایران از بلندپروا زی های هسته ای صبر خواهد کرد.
گفتنی است که دور دوم مذاکرات ایران و کشورهای گروه 6 در مورد برنامه هسته ای ایران در 23 آوریل در بغداد برگزار خواهد شد. به گزارش این کانال تلویزیونی اسراییل، چنانچه این مذاکرات نتیجه ای داشته باشد، در آنصورت دستور حمله به تاسیسات هسته ای ایران داده خواهد شد. در این عملیات دهها فروند شکاری ـ بمب افکن، هواپیماه ای حامل سوخت، هواپیماه ای جنگ الکترونی و بالگردها ی امداد شرکت خواهند کرد و هواپیماه ای مدرن سازی شده ی ـ اف 15 آی» نیز نقش تعیین کننده در این عملیات خواهند داشت که بمبهای ضد اهداف زیر زمینی را حمل خواهند کرد. گفته میشود که این هواپیماه ا به حال آماده باش و مسلح در آشیانه ها منتظر فرمان حمله اند. در این عملیات از هواپیماه ای شناسایی بدون خلبان « ایتان» نیز استفاده خواهد شد و خانواده های خلبانانی که در این عملیات شرکت خواهند کرد، در مناطق امن و دور از پایگاهها ی نظامی اسکان داده شده اند. 
در این گزارش اعلام شده که اسراییل قدرت از بین بردن کامل توان هسته ای ایران را ندارد و به همین دلیل نیز نیروهای اسراییلی طرح «تهاجم کوتاه مدت و حرفه ای» علیه ایران را تهیه کرده اند. به بار آمدن تلفات نیز در این عملیات پیش بینی شده است. یک افسر ارشد نیروی هوایی اسراییل میگوید که تعدادی از خلبانانی که در این عملیات شرکت خواهند کرد، دیگر باز نخواهند گشت. اسراییل همچنین به این مساله نیز توجه دارد که به دنبال آغاز عملیات علیه ایران، حملات گروههای تندرو و در راس آنها حزب الله لبنان به اسراییل آغاز خواهد شد که ممکن است از 30 سال گذشته به این سو شدیدترین جنگی باشد که در شمال اسراییل در میگیرد.
منابع غربی نیز در این اثنا گزارش می دهند که اسراییل به آمریکا ضمانت داده است تا وقتی مذاکرات گروه 6 با تهران ادامه دارد، عملیات نظامی را آغاز نکند. این در حالی است که مقامات اسراییلی دادن چنین ضمانتی را تکذیب می کنند و متعاقب آویگدور لیبرمن وزیر خارجه اسراییل، اهود باراک وزیر دفاع آن کشور نیز اعلام کرده است که اسراییل چنین ضمانتی به آمریکا نداده است. وی با بیان اینکه انتظار حصول نتیجه ای از مذاکرات با ایران را ندارد، گفته است: «اطمینان داریم که آمریکا سعی در متوقف کردن فعالیتهای هسته ای ایران دارد، ولی امکان حل دیپلماتی ک این مساله تمام شده است». وی همچنین با این عنوان که علاوه بر امنیت اسراییل، امنیت جهانی را نیز مد توجه دارند، گفته است که اسراییل عجله ای برای شروع عملیات جنگی ندارند.
گفتنی است که چندی پیش مجله آمریکایی فارین پالیسی با استناد به مقامات امنیتی و دیپاماتهای آمریکایی از وجود طرح توافق مخفی بین تل آویو و باکو برای استفاده اسراییل از اراضی آذربایجا ن در عملیات علیه ایران گزارش داده بود. نهاد ریاست جمهوری آذربایجا ن نیز این خبر را کذب و بهتان خوانده است. الهام علی اف رییس جمهوری آذربایجا ن نیز در جلسه هیات وزیران که 16 آوریل ( 28 فروردین ماه) برگزار شد، با اشاره به این موضوع و بدون آنکه نامی از کسی ببرد، تصریح کرده است که آذربایجا ن هرگز اجازه استفاده از اراضی خود علیه کشور همسایه را نخواهد داد. وی همچنین با تعبیر درج چنین گزارشاتی در مطبوعات خارجی بعنوان بخشی از هجمه خبری علیه آذربایجا ن، گفته است: « نیروهایی وجود دارند که درصدد برهم زدن اوضاع منطقه و رو در رو قرار دادن آذربایجا ن با همسایگان ش هستند و در این راستا به تخریبات خبری متوسل می شوند...».
در اینحال، ارمنستان نیز خود را برای مقابله با آثار اقتصادی ناشی از نهاجم احتمالی علیه ایران آماده میکند. تیگران سرکیسیان نخست وزیر ارمنستان در مصاحبه با روزنامه « نزاویسیمایا گازتا» چاپ مسکو گفته است که کشورش مشغول ذخیره کردن ارزاق، سوخت و سایر مایحتاج ضروری است که دست کم بتواند 3 ماه پاسخگوی نیازهای ارمنستان باشد. وی گفته است: « 20 درصد مبادلات اقتصادی ارمنستان با ایران است که در صورت شروع عملیات جنگی علیه ایران، ارمنستان در زمینه مبادلات با مشکلات زیادی مواجه خواهد شد. ارمنستان خط لوله مشترک گاز و شبکه فشار قوی انتقال نیرو با ایران است. جهانگردا ن ایرانی به ارمنستان سرازیر میشوند و ایران در ارمنستان بانکها و سرمایه گذاریهای ی دارد. به این دلیل نیز خودمان را برای هر احتمالی در هر زمینه ای آماده میکنیم».
گفتنی است که در تاریخ اعلام شده از سوی اسرایل برای آغاز عملیات جنگی علیه ایران، مسابقه آوازخوانی « یوروویژن » در آذربایجا ن برگزار خواهد شد. و من دایره های روحم را کشف کردم !
- by: majid.p,
- date: 2012-04-21,
- comments: 6,
- views: 95
و من دایره های روحم را کشف کردم !
پنح دایره دور روحم کشیدم ، و خودم را در مرکز این دایره ها قرار دادم
در دایره اول نام افرادی را نوشتم که حال و هوای خوبی به من می دهند
و در دایره پنجم که دورترین دایره به مرکز بود
نام کسانی را که از دنیای من فاصله دارند و بیشترین کشمکش را با آنها دارم
همه ما دلمان می خواهد که احساسی خوب در مورد خودمان داشته باشیم
و گاهی اوقات نداریم !
گاهی حال و هوای ما در مورد خودمان بستگی به تاثیری دارد که
دیگران روی ما می گذارند . . .
نه آنهایی که در دایره آخر هستند و سعی می کنند که اعتماد به
نفس ما را از بین ببرند
نمی توانی کسی را مجبور کنی که دوستت داشته باشد و گاهی حضور در کنار افراد نامناسب باعث می شود
حتی در مقایسه با تنهایی ات ،
بیشتر احساس تنهایی کنی . . .
در چنین وضعیتی تلاش برای ایجاد تغییر و تحول
ممکن است باعث شود راهت را گم کنی
یا شاید باعث شود وجود خودت که تو را " تو " می کند را ازدست بدهی
گاه سالها طول می کشد تا یاد بگیری چگونه از خودت مراقبت کنی
به همین دلیل بسیار مهم است
که افرادی را در اطرافت داشته باشی که دوستت بدارند
حتی گاهی بیشتر از آنچه که
خودت می توانی خودت را دوست داشته باشی
در مواجه با افراد از خودت بپرس :
این فرد چه حسی در من ایجاد می کند؟
در کنار او می توانم خودم باشم ؟
با او می توانم رو راست باشم ؟
می توانم به او هرچه می خواهم بگویم ؟
در کنار او احساس راحتی می کنم ؟
وقتی او وارد می شود چه حسی به من دست می دهد ؟
و وقتی می رود چه حالی می شوم ؟
وقتی با او هستم احساسات واقعی ام را پنهان می کنم یا با او رو راستم ؟
آیا او باعث می شود احساس حقارت کنم یا به خودم ببالم ؟
فلسفه وجود این 5 دایره ،
شناخت است ، نه پیش داوری
پس با خودت رو راست باش
با افرادی که در نظر تو بد خلق اند ، مدارا کن
و خودت را مقید نکن که چون به صرف اینکه با کسی در سر کار و یا اوقاتی ممتد
هر روز زمانی را می گذرانی باید او را در دایره اول و نزدیک به خودت جای دهی
در دایره اول
افرادی را بگذار که از صمیم جان به آنها اعتماد داری
حتی اگر هر روز آنها را نمی بینی
ولی وجود آنها باعث حس خوب و ارزشمندی در تو می شود
از خودت بپرس ؟
در مورد افکار و خواسته هایم به چه کسی می توانم اعتماد کنم ؟
آنها همان کسانی هستند که در دایره اول جای دارند
با این افراد و در کنار آنها ،
قدرتمندی . . . ارزشهای مشترک با آنها داری
و با حضور آنها در زندگیت ، دنیا را زیباتر میبینی
دوستان و همراهانی خارق العاده !
دایره دوم
جای کسانی است که به رشد معنوی تو کمک می کنند
مربیان . . . آموزگارا ن و شاید هم افرادی که تنها برای وقت گذرانی خوبند
بیرون رفتن و خندیدن . . .
چیزی به تو اضافه نمی کنند
ولی در عین حال هم باعث نمی شوند که حس بدی نسبت به خودت داشته باشی
دایره سوم
همکاران و اقوامند و شاید هم آدمهای خنثی، کسانی که نقش بسیار کوچکی در چند ساعت از زندگی تو ایفا می کنند
و تاثیر آنها نیز تنها همان چند ساعتی است که با آنها هستی
هیچ زمانی در غیر از ساعت ملاقاتشان به آنها فکر نمی کنی
و به راحتی می شود با فرد دیگری جایگزین شوند
افراد این دایره در محدوده کار و وظایفشان با تو هستند و لاغیر
دایره چهارم
سر آغاز عزم راسخ توست !
آنها کسانی هستند که در کار تو اخلال ایجاد می کنند
افراد این دایره لزومن با خود واقعی تو مرتبط نیستند
حتی ممکن است رئیس اداره ای باشد که تنها دورا دور با کار آنها در ارتباطی
افراد این دایره در زندگی اجتماعی و حرفه ات مهم هستند . . .
در کنار آنها نمی توانی راحت باشی
و وقتی آنها را می بینی شاید حتی آشفته و پریشان شوی
دایره آخر
جای دورترین افراد است
جای آدمهایی که به تو لطمه زده اند ، تحقیرت کرده اند ،
کسانی که همیشه به تو انرژی منفی می دهند
و احساسات زجرآوری را با آنها تجربه می کنی
خوب اکنون که جای هر کس را تعیین کردی
اجازه نده کسانی که در دایره آخر جای دارند
مستقیمن روح و روان تو را هدف قرار دهند
نگذار کسی اولویت زندگی تو باشد ، وقتی تو فقط یک انتخاب در زندگی او هستی . . .
یک رابطه بهترین حالتش وقتی است که دو طرف در تعادل باشند
شخصیت خودت را برای کسی تشریح نکن !
چون کسی که تو را دوست داشته باشد به آن توضیحات نیازی ندارد
و کسی که از تو بدش بیاید ، باور نمی کند !
وقتی دائم بگویی گرفتارم ، هیچ وقت آزاد نمی شوی
وقتی دائم بگویی وقت ندارم ، هیچوقت زمان پیدا نمی کنی
وقتی دائم بگویی فردا انجامش می دهم ، آن فردا هیچوقت نمی آید !
وقتی صبح بیدار می شویم دو انتخاب داریم :
برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم ،
یا بیدار شویم و رویاهایمان را دنبال کنیم .
انتخاب با توست . . .
ما کسانی که به فکرمان هستند را نگران می کنیم و حتی به گریه می اندازیم
و گریه می کنیم برای کسانی که حتی لحظه ای به فکر ما نیستند !
این یکی از حقایق عجیب زندگی است ،
و اگر این را بفهمی ،
هیچوقت برای تغییر دیر نیستزن مصنوعی هم توسط چینی ها به بازار آمد ؟!
- by: ramak,
- date: 2012-04-21,
- comments: 1,
- views: 124
صنعتگران چینی پس از پیشی گرفتن در ساخت انواع اسباب بازی، این بار برای کسب درآمد بیشتر و شاید برای جلوگیری از زاد و ولد و افزایش جمعیت خود ، گوی سبقت را در تولید ‘زن مصنوعی’ از دیگر کشورها ربودند.
به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی جام نیوز، سایت العربیه (Al Arabiya) شنبه ۲۶ فروردین (April 14) گزارش داد: «صنعتگرا
ن چینی پس از پیشی گرفتن در ساخت انواع اسباب بازی، این بار برای کسب درآمد بیشتر و شاید برای جلوگیری از زاد و ولد و افزایش جمعیت خود ، گوی سبقت را در تولید “زن مصنوعی” از دیگر کشورها ربودند.» زنى که چینی ها ساخته اند می تواند هر کارى را براى صاحب خود انجام دهد. به گفته صنعتگران چینی، زن مصنوعی جدید بر عروسک های مشابه پیشین این امتیاز را دارد که “تا ۹۹% شبیه زن های معمولی است. بر اساس این گزارش، در ساخت اعضای بدن این زن مصنوعی از ماده سیلیکون که پیش از این پزشکان برای بزرگ کردن سینه های زنان استفاده می کردند و قابلیت ارتجاعی دارد، استفاده شده است. مدیر شرکت چینی تولید کننده ى این محصول می گوید: «ساختار و جزئیات جسم این زن مصنوعی جدید از روی کامپیوتر طراحی شده، و بین آن و یک زن عادی، به ویژه در تاریکی قابل تمایز نیست.» با این حال محصول جدید چین آن گونه که در مجله “سیدتی” چاپ امارات منعکس شده است، موافقان و مخالفان تندى دارد. در گزارش منتشر شده در این مجله ى زنانه، نظر ۱۰۰ نفر از مخالفان و موافقان ساخت زن مصنوعی آمده است. اغلب مصاحبه شوندگان، بویژه زنان بر مخالفت با خرید آن تاکید کرده اند.
گروهی از این افراد تنها مخالف قیمت بالای خرید آن بوده اند و (۷۰۰۰ دلار) را زیاد مى دانند. یک متخصص بهداشت روانی نیز با ابراز نگرانی از ورود چنین تولیدی به بازار، از کشورهای اسلامی و عربی خواست به مشکلات جوانان رسیدگی کنند، در غیر این صورت این کشورها شاهد پدیده ای به نام زن مصنوعی خواهند بود. اما یکی از زنان در مقام دفاع از حقوق زنان به صراحت خطاب به مردان گفته است: «خوشحال نباشید همین شرکت چینی گفته است بزودی محصول “مرد مصنوعی” را نیز به بازار ارائه خواهد کرد.» شایان ذکر است که مدتهاست زنگ های هشدار برای بشریت به صدا درآمده است و کارشناسا
ن و دلسوزان نسبت به سرانجام وضعیت اخلاقی و معنوی و حتی مادی انسان اعلام خطر کرده اند. این خبر نیز مهر تاییدی بر این روند نامیمون است .روندی که سرانجامی جز نابودی کانون گرم خانواده و روابط آرام بخش عاطفی و جنسی میان زن و شوهر نخواهد داشت

یک سوال ؟؟؟
- by: PARVIN46.,
- date: 2012-04-21,
- comments: 38,
- views: 217
سلام روز شنبه همتون به خیر و خوشی اگه به من بگید این روز شنبه چرا بوجود اومده و چرا اینقدر مزخرفه و کی تموم میشه 50K بهتون جایزه میدم

ممنون ،ممنون و ممنون
- by: goli_kh,
- date: 2012-04-21,
- comments: 21,
- views: 173
ممنون از همه ی شما که دوستین،ی
ارین و همراهین. ممنون برای حضورتون تو جشن 13امین سالگرد ازواجمون چه حقیقی و چه مجازی که برای ما بازم حقیقی بود.
ممنون برای تبریکاتو
ن،هدیه هاتون،تم اساتون ،اس ام اساتون و... همتون رو دوست داریم.
صبح شنبه ی همگی به خیر
هفت
ه ی شاد و پر برکتی پیش رو داشته باشین با اتفاقات خوش آیند غیر منتظره... دوستار همگی:
گ
لی خانوم گل 
منتخب سوالات از امین(هوی
ج) - by: sandali DAGH,
- date: 2012-04-21,
- comments: 28,
- views: 175
soroosh(
این سوال با بیشترین لایک،سوا ل منتخب شد)
امین جان اولین سوال را من اینجا میپرسم بشین در موردش تحقیق کن سر فرصت پاسخ بده:
تفاوت گاز و ترمز را با رسم شکل توضیح دهید.
persian.man
گاز همونی هست که سفیده 4 گوشه بعد از تصادفم رو صورتم گذاشتن.
ترمز؟....ترمز؟....آب سیـــــــــــب؟....ترمز ؟....آهاااااا اااااا...تر موز منظورتو اشتباه نوشتی.... تر موز یک میوه حاصل تلاش مهندسین ژنتیک و بیوتکنیک دانشگاه تهران.....محصولی آمیختهدرهم از ترب و موز اینم جواب داغ واسه اینکه حساب دستتون بیاد
برو دنبال سوال بگرد
reza_reza
سلام.امین جان شاید من 4شنبه نباشم سوالمو الان میپرسم.با شوماخر و وکیل اباد و 132 یه جمله بساز
persian.man
132 بار شوماخر تو وکیل آباد چپ کرد،من نکردم
شوماخر تو وکیل آباد آمد بالا سرم بعد تصادف 132 بار گفت زررررررررررررررر شک
132 تا دیگه وکیل آبادم بیارین براتون مثل شوماخر رانندگی میکنم توش
شوماخر عمرا تو وکیل آباد بتونه با 132 رانندگی کنه
شوماخر گفت بهت بگم اگر 132 خریدی تو وکیل آباد رانندگی نکنی
وکیل آباد اگر 132 تا شوماخرم داشته باشه بازم رانندگی توش=تصادف
132 تنها یک پراید است پس فکر نکنید شما شوماخرید و آهسته رانندگی کنید---> آها اینخود جنسه صن
دلی داغ:گفتن یک جمله نه یک انشا!!!
soroosh
امین جان سلام. سوالات قبلی را که ضایع جواب دادی. لااقل اینها را پاسخ صحیح بده:
1- حاضر بودی یک چشم نداشتی ولی یک دستت قطع شده بود؟
2- خیلی دلم میخواد با مشت و لگد و چوب بیافتم به جونت و بزنم لهت کنم!
شماره دو حالت سوال نداشت ولی در عوضش حالت حقیقت داشت
persian.man
1.نه
2.دلت تو حلقم
davod12
3- امین تا حالا شده هویج بودن تو برخ یه خرگوش بکشی؟؟؟
4-آخرین قورمه سبزی را کی و از دست چه کسی خوردی؟؟؟ ؟
persian.man
نه فکر نکنم خرگوشو دوست دارم
آخرین قرمه سبزی تو هفته اخیر از دست پخت مادرم خوردم که عاشق قرمه سبزیشم
pedramkhan امین جان با ریاضی شروع میکنم:
مسئله 1 - فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم 3 نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند .رانند
ه چند سال دارد ؟
persian.man
اگر من راننده اتوبوس باید فرض کنم باشم پس من 28 سالمهpedramkhan مسئله 2 - پنج کلاغ روی درختی نشسته اند ، 3 تا از آنها در شرف پرواز هستند . حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می ماند؟
persian.man
فقط در شرف پرواز هستند هنوز پرواز نکردن پس 5 تاpedramkha n مسئله 3 - چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی برده شد ؟
persian.man
موسی اگه کشتی داشته پس اختلاص کرده چون ما خبر نداشتیم نوح کشتی داشتهpedramkhan مسئله 4 - شیب یک طرفِ پشت بام شیروانی، شصت درجه است و طرف دیگر 30 درجه. اردکی روی این پشت بام تخم گذاشته که تخمش در کمتر از 2 ثانیه به زمین می رسد.تخم مرغ از کدام سمت پرت شده است؟
persian.man
قائده زوایا در تناسب با خونه میگه اگر یک طرف بخواد 30 درجه باشه و طرف دیگه 60 درجه واگر بخواد شکل شیروانی بگیره پس طرف 60 درجه عمود به زمین واقع میشه...بنابراین تخم از طرف 30 درجه افتاده...اما در کل سوالت ایراد داشت...اردک تخم مرغ نمیذاره pedramkhan مسئله 5 - هواپیمای ی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند، بازمانده ها را کجا دفن می کنند؟
persian.man
lolllllllllll llllllll از کی تا حالا بازمانده هارو هم دفن میکنن .....بدبختا زنده به گور میشن که pedramkha n مسئله 6 - من دو سکه به شما می دهم که مجموعش 30 تومان می شود. اما یکی از آنهانباید 25 تومانی باشد . چطور ؟
persian.man
خوب نمیدونم زیادی سوال سادست ...به نظر میاد یه 25 تومنی با یه 5 تومنی که البته دیگهی
افت نمیشه
mrasam
5- یه بار یه جا نوشتی دوست دخترام !!!! واقعآ چندتا دوست دختر داری...؟
6- با پراید مسافرم سوار میکردی
7- تا حالا خیلی شده بری سر اکانت الیاس و صفرش کنی ... یکی شو تعریف میکنی ،،، از اوندفعه ها که الیاس دیگه بدجور شاکی شد
persian.man
اون موقع 5 تا داشتم...2 تا موقت و 3 تا ثابت...الان ندارم
بله...چند بار برای خنده و چند بارم بعد از اینکه از محل کار قبلیم آمدم بیرون..ضمنن یک مدتهم تاکسی تلفنی
خیلی نه فقط 4 بار....یک بار 4 میلیون چیپشو باختم....زنگ زد گفت امین خیلی بیشعوری... قطع کرد ........

.PARVIN46.
1-اولین شمارهای که به یه دختر دادی کجا و چه زمانی بود؟ چند سالت بود؟
2- رتبه کنکور ]چند بود ؟
3- تا حالا شده جلوی کسی آروغ زدی یهو؟!
4- جلوی خانواده فحش ناموسی از دهنت در رفته تا حالا؟
5- با بابات دعوات شده؟ شدیدترینش سر چی بوده؟
6- با مامانت شدیدترین دعوات سر چی بوده؟
7- خجالت نمیکشی با داداشت دعوا بزن بزن میکنی؟ سر چی آخه؟
persian.man
** 14 سالم بود بعد از ظهر تو زیست خاور
** از 43000 نفر قبولی 8700 تقریبا
** زیاااااااااااااا ااد
** اصلا و ابدا
** بله متاسفانه...بچه بودم نمیفهمیدم...سر شیر نگرفتن سر صبح و تنبلی من...خدا سایه هر پدریو هر چندم سخت گیر بالا سر خانواده ها حفظ کنه
** سر رفتن سر کار بنگاه فکر کنم
** من عاشق آرمینم باهاش بزن بزن اصلا ندارم
pedramkhan
امین جان اگه مدیرعامل یه شرکت بشی
و ارنج شرکتو از بچه های سایت باید انتخاب کنی
هرکی را در چه سمتی میذاشتی؟persian.man سروش مدیر روابط عمومی- حسین کارهای سخت و طاقت فرسا - شما مهدی جان مسوول مدیریت بحران و رسیدگی به امور کارکنان - عمو مهران امور مالی - گلی بازرسی - الیاس تدارکات -
PARVIN46.
هويج گوسفند سماور با اينا يه جمله بساز !
persian.man
* کله گوسفند با هویج از بی قابلمه ای تو سماور پختم
hrayr_h
امین اگه نامزدت بفهمه دوست دختر داری و دوست دخترتم اخر مایه دار باشه بینشون کدوموانتخاب می کنی؟؟؟
persian.man
بهههههههههههه ه دااش حرایر قابل دونستی...شاید باورش برات سخت باشه و شایدم بگی چقدر خری....اما گلی در جریانه .....این همین انتخابی هست که الان کردم اتفاقا....نامزدمو دوباره
صندلی داغ:عمین هرایر رو درست بنویس!!!
asgaralia
امين يه اسكريپت نصب ميكني، سايتت ارور ميده به نظرت مشكل از كجاست ؟(يه گزينه رو انتخاب كن)
1 - اشكال از مخته 2 - مخ چي هست . 3- هيچكدام 4- گزينه 1 و 4 درسته .
persian.man
وقتی داری برنامه نویسی میکنی همیشه گزینه 2 حاکمهk
ian3
سلام
امین شلوار نسوز پا کردی؟
persian.man
شلوار نمیخواد ...کلا نسوزه
سلام امیر جون
saeedxxx1.چرا خنده هامون مثل بچگی هامون از ته دل نیست ؟
persian.man
.چرا خنده هامون مثل بچگی هامون از ته دل نیست ؟
** چون دیگه بچه نیستیم....وقایع درک میشه و درد و رنج مشخص میشه
mfhvack
امین چرا همه مشهدی های عزیز از بوق ماشین بیشتر استفاده میکنن؟؟؟؟
persian.man
»بوق دوست دارن....تو دوست داری؟.....سوال خوبیه....اما من از این کار بدم میاد....من تا نبینمطرف 95% حواسش نیست و میزنه بهم بوق نمیزنم...جراغ میدم...یا رد میکنم....شاید واسهم
زدا باید بوق میزدم
mfhvack
بهترین تفریح از نظر تو چیه ؟
persian.man
دختر بازی
صندلی داغ:اینو جلو نامزدتم میگی؟
پیشنهاد :اگه میخوای صدام درنیاد باید رشوه بدی!
vahid_levron
tatoo دوست داری؟!!
persian.man
آره خیلی....اما نمیتونم بزنم...جون اینجا ایرانه
el_yas
رفاقت به طور مختصر توضیح بده
بهای رفاقت برای تو تا کجا تعریف شده؟
persian.man
رفاقت یعنی الیاس....الی یکم چیپ بریز بیکارم
تا هر جا که الیاس حاضر باشه از خودش مایه بداره
خوردی ...نوش جان...هستشو قورت ندی
asbsavar
امین جان با هنرهای رزمی شدیدا موافقم.
حالا بگو کونگ فو توآ در چه سالی و توسط چه کسی وارد ایران شد.(از گوگل کمک نگیرممنونم)
persian.man
علی جان ناراحت نشی از جوابم...قراره اینجا راستشو بگم....
از کنگ فو تو آب متنفرم.....شدیدا ورزش ضعیفی هست و اگه درست یادم باشه اصلا ایرانیه پایهگ
ذار سبکش.......کنگ فو شاوولین متقابلا فوق العاده قوی هست.........
پایه گذارش تو مشهد شیهان مقدسی بود......majid_
99
من اميدوارم بيمارستان سوانح سوختگي اين نزديکيا باشه
1.اخرين ضد حال زندگيت؟
2.چرا خجالتي هستي؟
3.تا حالا کتک خوردي؟
4. هيچي!
5.بلن شو درست بشين
6.چرا مي خندي؟
7.يه جمله از ته دل؟
8.ولگردي يا وب گردي؟
9.جنبه داري؟
10.زندگي اينقدر ...؟
persian.man
.اخرين ضد حال زندگيت؟
**سوالای تو
چرا خجالتي هستي؟
** نیستم
صندلی داغ:مجیی یییییییی د؟چرا فکر کردی خجالتیه؟!
3.تا حالا کتک خوردي؟
**یک بار مثل سگ تو فردوس
4. هيچي!
5.بلن شو درست بشين
6.چرا مي خندي؟
**آخه با این سوالا میخوای منو آتیش بدی
7.يه جمله از ته دل؟
**آه
8.ولگردي يا وب گردي؟
**ولگردی
9.جنبه داري؟
**بستگی داره
10.زندگي اينقدر ...؟
**زندگی وار...!
atlasi banu
امین دوست داشتی جای کونگ فو پاندا باشی یا کوسکو؟
persian.man
**کوسکو کوسکو
صندلی داغ:خیلی هم شبیهین خداییش!
goli_kh
اگه هویج نبودی دوست داشتی کدوم باشی؟
1کلم بروکلی
2کاهو
3چغندر
4مگه هویچ چشه؟!
persian.man
گزینه ی 4
shahab-amar
امین جان وقتی میخوای بری توالت پا پای چپ میری یا راست؟
persian.man
**هیچکدوم ...از ته میرم...چون همیشه دمپایی ها برعکس هستن....کسی که قبل تو رفته د
رشون آورده.
goli_kh
امین اگه دختر بودی دوست داشتی کدوم یکی بیاد خاستگاری ؟
1- حسین
2-الیاس
3-فرشید
4-سروشالبته مطمئن باش هیچکدوم نمیامدن ولی تو کدوم و بیشتر دوست داشتی؟
persian.man
**فرشید فکر کـــــــ ـــــــن 
hosseinj امین تا حالا فکر کردی فلسفه ی وجودیت چیه؟
صندلی داغ:امین برای این سوال جوابی نداشت چون خوشم مونده چرا خدا هویجی به این دا
غونی خلق کرده!!!
soroosh
فرض کن الان موقعیتی پیش بیاد که بتونی خدمت بسیار بزرگی به بشریت بکنی که تمام دنیا تا قرنها ازت به نیکی یاد کنند. ولی شرطش اینه که از همه چیزت (
خانواده و دوست و آشنا و موقعیت و ... ) برای همیشه بگذری. آره یا نه؟
persian.man
**صد در صد آره این کارو میکنم.....خانوادم و عزیزانم و دوستانم بشریت هستن...اگر بشه با اینکار اونارو خوشبخت کرد...چرا دریغ
بنال بعدیو
soroosh
در واقع سوال نهم واقعیت داره... اگر خودتو بکشی به بشریت خیلی خدمت کردی پس دست به کار شو

سوانح سوختگی رفتی اسم منو نیاری بگو تکیه دادم به دیوار داغ llooollsandali DAGH ممنون از همه اونایی که سوال پرسیدن و امین عزیز که باوجود دردای بعد از تصادف به سوالا جواب داد.هفته ی پرباری داشته باشین.روز و روزگار خوشصندلی دااااااا غ Robo-gua
rd: آغاز به کار آزمایشی ربات های زندان بان در کره جنوبی - by: persian.man,
- date: 2012-04-21,
- comments: 14,
- views: 148

حدس می زنید که استفاده از ربات در زندگی انسان تا چه حد گسترش خواهد یافت و تا کجا پیش خواهد رفت؟ آیا قرار است روزی انسان ها برای حفظ حریم خود، به جز قوانین سه گانه رباتیک ، قانون های دیگری را هم وضع کنند؟ به هرحال، امروزه ربات ها آن چنان پیشرفته شده اند که هم اکنون سه زندان بان رباتیک در شهر پوهانگ کره جنوبی مسئول مراقبت از زندانی ها هستند.
این سه ربات تمامی فعالیت های زندانی ها را زیر نظر دارند و هرگونه ناسازگاری یا رفتار غیرعادی را به کارکنان مرکز کنترل اطلاع می دهند. از آنجایی که این ربات ها پس از مدتی، رفتار و عادات معمول زندانی ها را آموخته اند و با آنها آشنا هستند، می توانند در جلوگیری از خودکشی، درگیری و آتش سوزی ها کمک خوبی برای مسئولان زندان باشند.
این زندان بان های خستگی ناپذیر از ماه گذشته به صورت آزمایشی کار خود در زندان پوهانگ را شروع کرده اند. این ربات های یک و نیم متری به وسایلی همچون دوربین های سه بعدی، میکروفون و اسپیکر مجهز شده اند. و امکان ارتباط دو طرفه مسئولان زندان با زندانی ها را به راحتی فراهم می آورند. این ربات ها بخشی شبیه سر دارند، اما ظاهر آنها به هیچ وجه انسان گونه طراحی نشده است.
Robo-guardها با استفاده از سنسورهای ی که در کف زندان نصب شده است، مسیر خود را شناسایی کرده و دائما به گشت زنی می پردازند. و تنها در صورتی که شارژ باتری آنها به کمتر از ۲۰ درصد برسد، به صورت خودمختار از سیستم خارج شده و خود را به نزدیک ترین ایستگاه شارژ ویژه در محیط زندان می رسانند. این ربات های چهارچرخ که توسط Asian Forum for Correcti ons تولید شده اند، هرکدام نزدیک به ۳۰۰هزار دلار برای زندان هزینه دربر داشته اند. آرامگاه سعدی شیرازی
- by: ramak,
- date: 2012-04-21,
- comments: 1,
- views: 70
اول اردیبهشت هر سال در تقویم ایرانی روز بزرگداشت شیخ مصلحالدین سعدی شیرازی، شاعر و عارف بزرگ ایران، نام گرفته است. 




















فال روز (2اردیبه
شت _ 21 آوریل) - by: ramak,
- date: 2012-04-21,
- comments: 0,
- views: 49
از صبح تا پایان شب بر شما چه خواهد گذشت؟!...
فروردین: شما در این روزهای اخیر شکایتهای و صداهای زیادی را از اطرافیان تان شنیدهای د، که باعث ناراحتی شما شده است. اما شما به شخصی نیازمندی د که به صحبتهای شما گوش دهد، شما را درک کند و وضعیتی را که در آن قرار گرفتهای د را درک کند. شما این موضوع را میتوانی د با شخصی که احساس صمیمت بیشتری با او دارید در میان بگذارید تا شما را در این مسیر یاری دهد. موسیق های آرام و هم چنین موزیکها یی که دوست دارید میتواند تا حد زیادی باعث آرامش روحی شما شود تا شکایت و سخنهای دیگران را فراموش کنید. اردیبه
شت: اگر کسی به شما فرمانی دهد باعث ناراحتی شما میشود و سریعا به دفاع از خود بر میخیزید اما بهتر است این حالت عصبانیت و بر آشفتگی تان را کنار بگذارید تا بتوانید دید بهتری نسبت به مسائل مختلفی که برای تان پیش میآید داشته باشید. اگر شخصی به شما فرمانی دهد و شما آن را اجرا نمایید اصلا بدین معنا نمیباشد که شما ترسو و بزدل هستید این تفکر غلط را به دور بیاندازید. شما به حدی از این امر ناراحت میشوید که با ادامه ی این کار ممکن است آسیبهای جدی را به خود وارد سازید. خرداد:
شما در این روزها دارای توانایی و قدرت درونی بسیاری هستید، این امر موجب شده است تا اعتماد به نفس شما پیش از پیش تقویت شود تا افکار و نطرات دیگران راجع به شما تغییر کند، هم چنین سمت و سوی جدیدی را به خود بگیرد. این مطلب که شما خود را باور دارید مانند یک سکو عمل میکند و شما را به بالاترین نقطه پرتاب خواهد کرد. فقط باید در رفتار خود دقت داشته باشید تا بتوانید از این سکوی پرتاب به نحو عالی استفاده کنید. تیر: شما در این روزها باید جانب احتیاط را رعایت بفرمایید تا به بیراهه نروید. شما برای این که به مقامهای و درجههای بالا برسید شایستگی لازم را دارید فقط باید احتیاط کنید تا رویدادها و وقایعی که در آینده رخ میدهند شما را غافل گیر نکند. به صحبتهای دیگران نیز گوش ندهید زیرا در نهایت کسی که باید تصمیمم نهایی را بگیرد خود شما هستید نه افراد دیگر، پس بهتر تمام تمرکز تان را بر روی مسئله گفته شده جمع نمایید.
مرداد:
شما در این روزها اعتمادها ی نابه جا و نادرستی را به افراد متفاوت میکنید. بهتر است این کارتان را ترک نمایید زیرا در غیر این صورت شکست بزرگی در تقدیر شما به چشم میخورد. شما بیش از حد به افرادی که بر سر راه تان قرار میگیرند خوش بین هستید اما در قرن 21 بهتر است استراتژی خود را تغییر دهید زیرا دیگر افراد ساده دل نیستند. شهریور
: در این روزها تمام افکار شما سمت و سویی منفی به خود گرفته است، به تمام وقایع، صحبتهایی که میشنوید ، رفتارهای ی که میبینید با دیدی منفی نگاه میکنید و تصمیم میگیرید. به همین علت بسیاری از موقعیته ای خوب و حتی عالی را که در این روزها میتوانس ته است برایتان به وقوع بپیوندد با بد بینی تان آنها را از بین بردهاید. هیجانات، نیروهای منفی درونی تان را کنترل کنید تا بیشتر از این به شما آسیب نرسانده اند. سعی کنید آرامش درونی تان را حفط کنید و بعد تصمیم بگیرید. مهر:شم
ا معمولا دوست دارید اولین نفری باشید که کاری را آغاز میکنید یا این که کاری را پیشنهاد میدهید به همین دلیل دارای ذهنی خلاق، پویا هستید. متاسفانه ، نظرات دیگران با نظرهای شما مغایرته ای دارد که گاه شما را دچار سرخوردگی و نا امیدی میکنید، اما نا امید نباشید زیرا در روزههای آتی همه نگاههای به سوی شما بر خواهد گشت، دیگران ارزش وجودی شما را بیشتر درک خواهند کرد و به این موضوع پی میبرند. شما مانند همیشه راه خود را بپیمایید. آبان:ش
ما دارای انرژی فوق العاده مثبتی هستید اما از آن استفاده نمیکنید ، این انرژی در درون شما به حالت سکون و غیر فعال موجود میباشد بهتر است هر چه زود تر نیروهای مثبت تان را از خواب بیدار نمایید تا شما را در مسیر زندگی و طی نمودن قلههای سعادت و خوشبختی یاری دهند. به صداهایی که از درونتان میاید گوش فرا دهید تا شما را در مسیر درست قرار دهند. آذر:شم
ا در این روزها توقعات زیاد یا بیش از حدی را، از دیگران برای خودتان طلب میکنید. این موضوع باعث شده است که شما صبر، استقامت تان را در برابر مشکلات از دست بدهید. باید این موضوع را بخاطر داشته باشید که هر شخصی به تنهایی مسئول زندگی خود و خانواده اش میباشد، دیگران هیچ گونه تعهدی در قبال شما ندارند. پس به جای یاس و نا امیدی خودتان زندگی تان را بسازید. دی:شما به راحتی میتوانی
د زندگیتا ن را اداره کنید و در این راه به کمک کسی نیازی ندارید. زیرا بصیرت و بینش فوق العاده قوی نسبت به آینده دارید. به طور مستقل و تنها هر زمانی که اراده کنید میتوانی د این کار را انجام دهید. رفتارهای و گفتههای شما کاملا حساب شده میباشد. اما یک موضوع را بخاطر داشتهای د، انسان موجودی اجتماعی است، در کنار افراد دیگر در جامعه است که میتواند خود را پیدا کند و به اهداف والایی که دارد برسد پس نقش افراد را در زندگی تان از یاد نبرید. بهمن:ش
اسفند:ما از درون دارای افکار مثبتی هستید اما در ظاهر خود را با افکار منفی نشان میدهید، بهتر است درون و بیرون خود را به یک شکل نشان دهید نه این که درون و بیرون وجودیتان حرفهای متفاوتی برای گفتن داشته باشند زیرا در این صورت دارای دو شخصیت مختلف میشوید، افراد دیگر به خاطر این صفت از شما دوری خواهند گزید. بهتر است واقعیت را قبول کنید شما فردی مهربان و دارای افکار مثبت هستید، پس واقعیت وجودیتان را همان طور که هست نشان دهید نه متفاوت. شما به دنبال یک راه کار جدید برای تغییر زندگی تان هستید. این مطلب که شما میخواهی د استراتژی زندگی تان را عوض کنید فوق العاده نطر مثبتی است اما بهتر است کمی با برنامه ریزی و دقت بیشتری پیش بروید تا در آینده از اینکه برنامه و روش زندگی تان را عوض کردهاید ناراحت نباشید. در راه تغییر اصلا ترس را به خود راه ندهید فقط اول با فکر و برنامه زمان بندی شده به پیش بروید تا طعم شیرین موفقیت را تجربه کنید حکا
یتی از شمس شیخ گفت : خلیفه ، منع کرده است، از سماع کردن! ( شنیدن آواز )
درویش را عقده ای شد در اندرون و رنجور افتاد!
طبیب حاذق را آوردند. نبض او گرفت. این علت ها و اسباب را که خوانده بود، ندید.
درویش وفات یافت.
طبیب بشکافت گور او را و سینه ی او را و � عقده � را ، بیرون آورد. همچون عقیق بود. آن را به وقت حاجت بفروخت.
دست بدست رفت، به خلیفه رسید! خلیفه آن را نگین انگشتری ساخت.
می داشت در انگشتر. روزی در سماع ، فرو نگریست. جامه آلوده دید از خون!
چون نظر کرد هیچ جراحتی ندید. دست برد به انگشتری. نگین را دید كه گداخته!
حضمان ( فروشندگا
ن قبلی ) را که فروخته بودند ، باز طلبید ، تا به طبیب رسید. طبیب احوال باز گفت.
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس
توب
ه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند؟ * سلوک *
- by: gatre*barana,
- date: 2012-04-20,
- comments: 12,
- views: 85
اين طرف مشتی صدف ، آنجا كمی گل ريخته است
موج ، ماهی های عاشق را به ساحل ريخته
بعد از اين در جام ما تصوير ابری تيره است
بعد از اين در جام دريا ، ماه كامل ريخته
مرگ حق دارد كه از ما روی برگردانده است
زندگی در كام ما مرگ هلاهل ريخته
هر چه دام افكندم ، آهوها گريزان تر شدند
حال ، صدها دام ديگر در مقابل ريخته
هيچ راهی جز به دام افتادن صياد نيست
هر كجا پا می گذارم دامنی دل ريخته
عارفی از نيمه راه تحير بازگشت
گفت : خون عاشقان منزل به منزل ريختهلطفا...ایست
- by: nazgolbieber,
- date: 2012-04-20,
- comments: 9,
- views: 134
مانسل عشق های خیابانی هستیم!!
نسل خوابیدن بااس ام اس!!
نسل دردودل باغریبه های مجازی!!
نسل غیرت روی خواهرورو
شنفکری روی دخترهمسا یه!! ... ...نسل کادوهای یواشکی!!
نسل خونه خالی ودعوت شام!!
نسل صف ودعوا!!!
نسل تف وسط پیاده رو!!
نسل هول توی مترو!!
نسل شیینیون زیرروسری!!
نسل...playboyه
نگام سجده!! نسل کارگردان پیرمورنگ کرده برای جوانی وپیشنهاد
کار!!! نسل شارژهای اینترنتی!!
نسلcop
y.paste ن
سل جمله های کوروش ودکتر ن
سل فتوشاپ!! نسل ترس ازرقص نورماشین پلیس!!!
نسل سوخته...نسل من...نسل تو...
یادمان باشدهنگا می که به جهنم رفتیم!! بین عذاب هایمان مدام بگوییم یادش بخیر...!!! دیکته فارسی !
- by: hrayr_h,
- date: 2012-04-20,
- comments: 50,
- views: 164
فارسی زبانان برای صداهای کاملاً مشابه، حروف مختلف زیادی دارند. از جمله :
برای این صدا 2 تا حرف داریم : ت، ط
برای این صدا 2 تا حرف داریم : هـ،
ح
برای این صدا 2 تا حرف داریم : ق، غ
برای این صدا 2 تا حرف داریم : ء،
ع
برای این صدا 3 تا حرف داریم : ث، س، ص
و برای این صدا 4 تا حرف داریم : ز،
ذ، ض، ظ

ای
ن یعنی :
شیشه رو نمی شه غلط نوشت !
دوغ رو می شه 1 جور غلط نوشت !
غلط رو می شه 3 جور غلط نوشت !
دست رو می شه 5 جور غلط نوشت !
اینت
رنت رو می شه 7 جور غلط نوشت !
سزاو
ار رو می شه 11 جور غلط نوشت !
زلزل
ه رو می شه 15 جور غلط نوشت !
ستیز رو می شه 23 جور غلط نوشت !
احتض
ار رو می شه 31 جور غلط نوشت !
استح
قاق رو می شه 95 جور غلط نوشت !
و اهتزاز رو می شه 127 جور غلط نوشت !
پس به یه نتیجه ای می رسیم :
اینکه واغئن چتوری شد که ماحا طونصطیم
دیکطه یاد بگیریم !؟سلام و عرض ادب احترام
- by: saeedxxx,
- date: 2012-04-20,
- comments: 31,
- views: 202
سلام به همه دوستان و آشنايان گلم در سرزمين مجازي پرشيا

نميدونم از كجا بايد شروع كنم فقط اينو بگم كه من به طور اتفاقي با اين سايت آشنا شدم يعني كسي بهم معرفي نكرد اما من به خيلي معرفي و تجويز كردم خد
اييش هرچي فكر ميكنم نميدونم بايد چي بنويسم آخه يه جورايي فلا اين آخرين بلاگمه اصلانم دوستشم ندارمش آخه مني كه حد اقل روزي 8،7 ساعت آنلاين بودمو لحظات خوشي رو با شماها گذروندم و.... اصلا ولش كن داره اشكم در مياد

آ
قايون و خانوما كوچيكا و بزرگا كه من هميشه گفتم الانم ميگم كوچيك همتونم هستم دارم ميرم "خدمت سربازي"
اميد
وارم تا برميگردم همچنان اين سايت و بخصوص جمع پرشيا برقرار باشه با ايده هاي جالب و تفريحي و... وصيت من به شما سربازان اينه كه ........
ا ا ا ببخشيد جو گرفتم يه لحظه

شايد اين بلاگ خيلي بهتر از اين ميشد بنويسي اما خداييش مخم هنگ كرده و كار نميكنه آخه خيلي از كارام مونده واسه فردا كه اعزامم
باس برم بار و بنديلم و جمع و جور كنم چند نفريم ببينم و ... كلام آخر
خيلي خيلي خوشحالم كه تو اين 1سال و چند ماه با همچين رفقايي كه همهگي به من لطف داشتن آشنا شدم و ايشالوو پايدار ميمونه و محكمتر ميشه
اگه از بنده تو اين مدت كوتاهي ديديد يا حرفي ، كلامي نا ب جا بوده به بزرگواري
ه خودتون ببخشيد دلم واسه همتوون ييه زره ميشه خداييش نميدونم بدون اينترنت اونجا دوام ميارم يا نه looool
ولي دوستان گلم در تهروون مطمئن باشيد با اولين فرصت ميام پيشتون و كلي با هم ميگيم و ميخنديم دوستاي گلم چون تعداد زياده و وقط تنگه از حمتون خداحافظي ميكنم از رئيس گل كه سروشه و كلي باهاش شوخي كردم و از بزرگاي سايت عمو مهران گل و خاله پروين عزييز آبجي گلي مهربون كه ديروز سالگرد ازدواجش بوده و كليه آبجي ها و داداشاي گلم كه تعدادشون ماشالا ماشالا زياده نميشه اسم نوشت تاااااا
ااا اون كوچولويي كه بلاگ داره و اوني كه توو راهه قربونتوو ن برم من برم اشكامو پاك كنم
دوست عزیزمان (Uromiye
) تولدتان مبارک - by: persia-birthday,
- date: 2012-04-20,
- comments: 16,
- views: 108
هرسال وقتی هزاران شهاب به سمت زمین هجوم میاوردن
از خودم می پرسیدم
چه اتفاقی افتاده که آسمونیا میخوان خودشونو به زمین برسونن؟…. و امسال فهمیدم اونا به پیشواز حضور مسافری میان که زمینو
ب
ا گامهای مهربونش نوازش کرد تا سفرشو از خودش به خدا شروع کنه …. 
هر روز برایت رویایی باشد در دست
نه دوردست
عشقی باشد در دل
نه در سر
و دلیلی باشد برای زندگی
نه روز مرگی
دوست عزیزمان (Uromiye
) در نهمین محفل جشن تولد مجازی پرشیا در سال 1391 تبریک سی و هشتمین بهار زندیگتان را از دوستانتا
ن پذیرا باشید ت
ولدتان مبارک
امروز خورشید درخشانت ر است و آسمان آبیتر
نسیم زندگی را به پرواز میکشد و پرنده آواز جدید میسراید امروز بهاری دیگر است
در روز تولد مهربانت
رین در میلاد کسی که چشمانم با حضورش بارانی است
امر
وز را شادتر خواهم بود و دلم را به میهمانی آسمان خواهم برد
جشن
ی برای میلادت بر پا خواهم کرد تما
می گلها و سبزهها در میهمانی ما خواهند سرود ای مهربانت
رین روز
های زندگی هر روز گوارا باد میل
ادت مبارک 
جشن میلادت را به پرواز می روم
درا
ین خانگی ترین آسمانِ بی انتها آ
سمانی که نه برای من نه برای تو
که تنها برای “ما” آبیست . . .

زند
گیت را با لبخند هایت نگاه کن نه با اشکهایت -
سال
های عمرت را با دوستانت بشمار نه با شمع های روی کیک تولدت . . .
یک روز بیاد ماندنی
- by: PARVIN46.,
- date: 2012-04-20,
- comments: 12,
- views: 125
سلام صبح جمعه همه خوبانم بخیر و شادی داشتم دنبال یه مطلب خوب میگشتم واسه بلاگم هر چی بود قرار بود همش کپی پیست بشه حالم بد شد. چرا ما همش دنبال کپی برداری هستیم چرا به خودمون زحمت نمیدیم یه مطلب هر چند ساده از خودمون بلاگ بذاریم چرا سعی میکنیم مطلبی که پیدا میکینیم خیلی جذاب باشه و تاثیر گذار خوب این مطلب اگه از خودمون باشه اتفاق روزانه زندگیمون باشه تجربیاتی که داریم باشه یا شنیده ها و دیده های خودمون باشه به نظر شما بهتر نیست ؟؟؟
الب
ته این نظر منه شاید هم غلط باشه . اما من امروز تصمیم گرفتم که دیگه تا اونجای که می تونم بلاگ کپی نذارم چیزای رو که تجربه کردم خاطراتی که خودم دارم چه شیرین چه تلخ اونا رو بذارم .
دانستهای رو که دارم هر چند ابتدایی اونا رو بلاگ کنم مگه تو موارد خاص که یه مطلب فوق العاده پیدا کنم و دوست داشته باشم بقیه هم بدونن . الانم به خاطره از کلاس اول دبستانم براتون میگم که همیشه یادمه :
سال 1351 من کلاس اول دبستان بودم اون روزا مثل الان همه چیز فراون نبود مخصوصا تو شهر کوچکی مثل شهر ما بابای من یه مسافرخون
ه داشت که خیلی از آدما اونجا میومدن و میرفتن به مغازه دار که از تهران لباس میخرید و به یه شهر دیگه میبرد شب تو مسافرخون ه بابای من میمونه بابام هم طبق معمول لباسهای که همراه داشته میبینه و یه پالتوی خیلی خوشگل قرمز رنگ تو اینا میبینه و ازش برای دردونه خونه که من باشم میخره اول وقتی که اونو آورد خونه همه خواهر و براداری من قهر کردن که چرا برای ماها نخرید ی خلاصه از این موضوع بگذریم فرداصب
ح که خواستم برم مدرسه پالتو رو پوشیدم ناگفته نمونه این پالتو تا زیر زانوهام تقربیا نرسیده به مچ پاهام بود آستینش رو هم مادرم برام تا زد تا اندازه بشه خلاصه رفتم مدرسه همه بچه ها با حسرت به پالتو قشنگ من نگاه میکردن و میگفتن خوش به حالت وقتی رفتیم سر کلاس معلم تا پالتوی منو دید منو اورد پای تخته اول خوب به پالتو م نگاه کرد بعد گفت خوب بعله دارندگی برازندگی بعدم بهم گفت برم پای تابلو و بنویسم آب ،از اونجای که تخته سیاه ما بالا بود و دست بچه ها بهش نمیرسید یه نیمکت جلوی تخته گذاشته بودن که بچه ها برن روی اون تا دستشون به تخته برسه من با اون پالتو هر کاری کردم موفق نمیشدم برم بالا نیمکت چون هم خیلی تپل بودم هم پالتوه بلند بود و جلوی دست و پامو میگرفت بلاخره حوصله خانم معلم سر رفت و به کمکم اومد اما چشمتون روز بد نبینه لپامو گرفت منو از زمین بلند کرد و گذاشت رو نمیکت فریادم به هوا رفت اشگ از چشمام سرازیر شد اما جرات اعتراض نداشتم با چشمهای اشک بار نوشتم آب و رفتم نشستم سرجام تا 2 هفته لپام کبود بود البته اینم بگم فردای اون روز پدرم به مدرسه اومد و قشقرقی به پا کرد دیدنی که باعث شد تا همین روز امروز هم وقتی معلممون بابا مو ببینه از ترس بلرزه اما به جرات میگم بعد این همه سال بازم لپم درد مبکنه و الانم که اینا رو براتون نوشتم اشک از چشمام جاری شده و این ماجرا برام یه خاطره تلخ و شیرین از کلاس اول دبستان شده :):( ام
یدوارم که سرتون رو درد نیورده باشم دعای کشتی شکستگان
- by: davod12,
- date: 2012-04-20,
- comments: 14,
- views: 106
دعای کشتی شکستگان
یك كشتی در یك سفر دریایی در میان طوفان در دریا شكست و غرق شد و تنها دو مرد توانستند نجات یابند و شنا كنان خود را به جزیره كوچكی برسانند . دو نجات یافته هیچ چاره ای به جز دعا كردن و كمك خواستن از خدا نداشتند .
چون هر كدامشان ادعا می كردند كه به خدا نزدیك ترند و خدا دعایشان را زودتر استجاب می كند ،
تصمیم گرفتند كه جزیره را به 2 قسمت تقسیم كنند و هر كدام در قسمت متعلق به خودش دست به دعا بر دارد تا ببینند كدام زود تر به خواسته هایش می رسد .
نخستین چیزی كه هردو از خدا خواستند غذا بود . صبح روز بعد مرد اول میوه ای را بالای درختی در قسمت خودش دید و با آن گرسنگی اش را بر طرف كرد .اما سرزمین مرد دوم هنوز خالی از هر گیاه و نعمتی بود .
هفته بعد دو جزیره نشین احساس تنهایی كردند .مرد اول دست به دعا برداشت و از خدا طلب همسر كرد . روز بعد كشتی دیگری شكست و غرق شد و تنها نجات یافته آن یك زن بود كه به طرف بخشی كه مرد اول قرار داشت شنا كرد. در سمت دیگر مرد دوم هنوز هیچ همراه و همدمی نداشت .
بزودی مرد اول از خداوند طلب خانه، لباس و غذا بیشتری نمود . در روز بعد مثل اینكه جادو شده باشه همه چیزهایی كه خواسته بود به او داده شد . اما مرد دوم هنوز هیچ چیز نداشت.
سرانجام مرد اول از خدا طلب یك كشتی نمود تا او و همسرش آن جزیره را ترك كنند. صبح روز بعد مرد یك كشتی كه در قسمت او در كناره جزیره لنگر انداخته بود پیدا كرد. مرد با همسرش سوار كشتی شد و تصمیم گرفت جزیره را با مرد دوم كه تنها ساكن آن جزیره دور افتاده بود ترك كند .
با خودش فكر می كرد كه دیگری شایسته دریافت نعمتهای الهی نیست چرا كه هیچ كدام از درخواستهای او از طرف پروردگار پاسخ داده نشده بود .هنگامی كه كشتی آماده ترك جزیره بود مرد اول ندایی از آسمان شنید"چرا همراه خود را در جزیره ترك می كنی؟"مرد اول پاسخ داد: " نعمتها تنها برای خودم است چون كه من تنها كسی بودم كه برای آنها دعا و طلب كردم ، دعا های او مستجاب نشد و سزاوار هیچ كدام نیست .
آن صدا سرزنش كنان ادامه داد : "تو اشتباه می كنی او تنها كسی بود كه من دعاهایش را مستجاب كردم وگرنه تو هیچكدام از نعمتهای مرا دریافت نمی كردی"مرد پرسید:"به من بگو كه او چه دعایی كرده كه من باید بدهكارش باشم؟
پاسخ آمد: "او دعا كرد كه همه دعاهای تو مستجاب شود .
گفتم : خدایا
- by: Majid.V.,
- date: 2012-04-20,
- comments: 5,
- views: 66
گفتم: خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من؟
گفتم: خدایا دلم را ربودند گفت: پـیـش از مـن؟
گفتم: خدایا چـــقـدر دوری گــفـت: تـو یـا مـن؟
گفتم: خدایا تن هـا تـرینــم گـــفـــ ت: پــس مــن؟
گفتم: خدایا کـمـک خواستم گفت: از غیر من؟
گفتم: خدایا دوستت دارم گفت: بیشتر از من؟خدایاته نامردیه دنیات...
- by: nazgolbieber,
- date: 2012-04-19,
- comments: 84,
- views: 295
میتوان تنهاشد
میتوان زارگریست میتوان دوست نداشت ودل عاشق ادمهاراز
یرپاله کرد! میتوان چشمی رابه هیاهوی جهان خیره گذاشت
م
یتوان صدهابارع لت غصه دل رافهمید! میتوان...
میتوان بدشدوبدد
یدوبداند یشه نمود! آخرش هم تنهامیتو
ان تنهارفت... باجهان
ی همه اندوه غم وبدبختی... یادگار
ی؟! همه جااتلخی وسردی وغرور...
فاتحه؟!
خوب شدرفت!عجب آدم بدخلقی بود
ولی...
ای کودک زیبای دلم آن ورسکه تماشادار
د: شهری ازمردم آبی سرشارآسم
انش وزمین عین آن شهر ولی...
من وتوباهمه آدم هاش غرق احساس غروریم
به عشق! دل هرآدم عاشق که شکست قلب مامیشکند!
همه جالبخندا
ست وزمین مفتخراست به تن سبزی که ضرب گام من وتوبردلش میپیچد! من وتوخوشبخ
تیم... ماخدار
اداریم... ماغم چلچله راوقت بوسیدن دستان بهارمثل یک شعرقشنگ ازدلش میخوانیم
مالب پرهرفنچک بی مادررا
بادل روشن خورشیدبه هم میبندیم مابه باران گفتیم:
که کمی آهسته غنچه پاک دعادرخوا ب است! اوقرار
است روزی رو
ی اندیشه وایمان بین شکوفایی وآرامش عشق تاد
م پنجره سبزخداسب زشود... شهرماآ
باداست... ونگاهش شب وروزبه تولدبازا
ست ودلش میخواهده
مه شب زده ها دم دروازه شهردل دل به دریابزنن
د تاهمه مثل بهارشهرو
ندش شوند... شریعتی
بوسه و سیلی
- by: Aria Barzan,
- date: 2012-04-19,
- comments: 22,
- views: 133
ژنرال و ستوان جوان زیردستش سوار قطار شدند. تنها صندلی های خالی در کوپه، روبروی خانمی جوان و زیبا و مادربزرگ
ش بود. ژنرال و ستوان روبروی آن خانمها نشستند. قطار راه افتاد و وارد تونلی شد. حدود ده ثانیه تاریکی محض بود. در آن لحظات سکوت، کسانی که در کوپه بودند 2 چیز شنیدند: صدای بوسه و سیلی. هریک از افرادی که در کوپه بودند از اتفاقی که افتاده بود تعبیر خودش را داشت
خانم جوان در دل گفت: ... از اینکه ستوان مرا بوسید خوشحال شدم اما از اینکه مادربزرگ
م او را کتک زد خیلی خجالت کشیدم
مادربزرگ به خود گفت: از اینکه آن جوانک نوه ام را بوسید کفرم درامد اما افتخار میکنم که نوه ام جرات تلافی کردن داشت
ژنرال آنجا نشسته بود و فکر کرد ستوان جسارت زیادی نشان داد که آن دختر را بوسید اما چرا اشتباهی من سیلی خوردم
ستوان تنها کسی بود که میدانست واقعا چه اتفاقی افتاده است. در آن لحظات تاریکی او فرصت را غنیمت شمرده که دختر زیبا را ببوسد و به زنرال سیلی بزند
زندگی کوپه قطاری است و ما انسانها مسافران آن. هرکدام از ما آنچه را می بینم و می شنویم بر اساس پیش فرضها و حدسیات و معتقدات خود ارزیابی و معنی می کنیم. غافل از اینکه ممکن است برداشت ما از واقعیت منطبق بر آن نباشد.
ما میگوییم حقیقت را دوست داریم اما اغلب چیزهایی را که دوست داریم، حقیقت می نامیمبا نظر دادن، ما را به وبلاگ نویسی امیدوار کنید
با تشکر
خاطرات خونآشام
- by: $mandalinata$,
- date: 2012-04-19,
- comments: 3,
- views: 139
خاطرات خونآشام خاطرات خونآشام (به انگلیسی: The Vampire Diaries) یک سریال آمریکایی محصول سال ۲۰۰۹ که هم اکنون نیز در حال ساخت میباشد و در حال حاضر محبوبتر
ین سریال تلویزیون ی برای رده سنی نوجوان (۱۴-۱۹) محسوب میشود. این داستان به شرح خاطرات و اتفاقاتی که برای یک خونآشام به نام استفن سالواتور
ه و یک دختر به نام الینا گیلبرت میپرداز د فص
ل ۱ در قسمت اول این سریال استفن سالواتور
ه که یک خونآشام است به شهر جدیدی میآید و با دختری به نام الینا برخورد میکند و عاشقش میشود و به همین جهت جهت نزدیکی به او به دبیرستان الینا میرود و کم کم رابطه بین او و الینا شکل میگیرد اما پس از مدتی برادر استیفن، دیمن پیدا میشود و مشکلاتی را به وجود میآورد که حتی منجر به این میشود که الینا از این راز با خبر شود ولی او با توجه به رفتارهای خوبی که از قبل از استیفن دیدهاست منطقی برخورد میکند و سعی میکند با این قضیه کنار بیاید، استیفن جریان تبدیل شدنش به خونآشام را در سال ۱۸۶۴ را شرح میدهد که دختر خونآشام ی به نام کاترین مسبب این جریان بودهاست ، همچنین دیمن تلاشهای ی برای بازگردان ی کاترین (که ظاهرا او نیز عاشقش بودهاست ) میکند که در طی اشتباهی تعداد زیادی خونآشام آزاد میشوند و مشکلاتی به وجود میآیند، در قسمتهای میانی علت شباهت زیاد الینا به کاترین مشخص میشود و آن این بوده که ظاهراً الینا نوهٔ کاترین بوده و او فرزند ناتنی خانوادهٔ گیلبرت بودهاست ، در پایان این فصل کاترین به شهر سابقش بازمیگر دد. ------
-------- -------- -------- -------- -------- -------- -------- -------- -------- -------- ------- فصل۲
پ
س از بازگشت کاترین او درصدد انتقام و اذیت و آزار برادران سالواتور ه میآید و در همین راستا اتفاقاتی میافتد. مشخص میشود که کاترین از ابتدا فقط استفن سالواتور را دوست داشته و علاقهای به دیمن ندارد و از طرفی قرنها پیش از سالواتور ها با برادرانی به نامهای کلاوس و الایژا بودهاست که این دو برادر نخستین خون اشامهای تاریخ هستند.دیمن پس از فهمیدن این موضوع که بیهوده ۱۵۰ سال در پی یافتن کاترین بودهاست او را فراموش میکند و عاشق الینا میشود. کلاوس در صدد شکستن طلسمی بر می آید که مدتها ذهن او را به خود مشغول کردهاست. او برای این کار به یک همزاد که خون انسان داشته باشد و یک خونآشام نیاز دارد و باید مراسم قربانی کردن را انجام دهد.اما دیمن به اجبار از خون خود به الینامی دهد تا خون او ناخالص شود. الینا از دست دیمن ناراحت و عصبانی میشود.در هر حال الینا تا پیش از مرگ انسان میماند پس کلاوس او و جنا(که توسط کلاوس تبدیل به یک خون آشام شده)ویک گرگینه را برای مراسم قربانی کردن انتخاب میکند.دیمن در نجات جان مت و کارولاین توسظ تایلر لاک وود گرگینه گاز گرفته میشود.جنا در مراسم قربانی کردن میمیرد اما جان (پدر واقعی الینا) با فدا کردن خود الینا را نجات میدهد.دیمن که گرگینه او را گاز گرفتهاس
ت به زودی میمیرد.پس پیش الینا میرود تا از او طلب بخشش کند اما الینا به او میگوید که شاید به زمان زیادی نیاز داشته باشد.دیمن به خانه میرود و با دراوردن حلقه اش به مقابل افتاب میرود تا خودکشی کند.استفن به موقع سر میرسد و مانع او میشود و با زندانی کردن دیمن در پی پیدا کردن راه درمان میگردد.جرمی گیلبرت که مدتی پیش مرده بود هم توسط بانی (دوست دختر جدیدش)که جادوگر است به دنیا باز میگردد.الینا متوجه زخمی شدن دیمن میشود و پشیمان و ناراحت از دیمن در حال مرگ مراقبت میکند.استفن هم با کلاوس معامله میکند که در صورت دادن پادزهر به دیمن هرکاری او بخواهد انجام میدهد.کلاوس او را وادار به خوردن مقدار زیادی خون میکند و از او میخواهد که به دنبال او شهر را ترک کند.کاترین پادزهر را برای دیمن میبرد و جان او را نجات میدهد.جرمی هم با روح دو دوست دختر قبلی خود یعنی انابل و ویکی روبرو میشود. ------
-------- -------- -------- -------- -------- -------- -------- -------- -------- ---- فص
ل ۳ک
لاوس در تلاش برای ساختن ارتشی از دورگهها ی خود (خونآشا م و گرگینه) است. اما هربار که یک دورگه میسازد کمی بعد او میمیرد. استفن که تبدیل به یک خونآشام وحشی شدهاست در کمک به او دریغ نمیکند. الینا سعی میکند همراه دیمن و آلاریک با نقشهای استفن را نجات دهد. اما استفن به آنها میگوید که نمیخواه د نجات پیدا کند و برگردد و اثباتش کشتن دوست دیمن اندی است. کلاوس خواهرش ربکا را که مثل او یک خونآشام اصیل است زنده میکند و آنگاه به ذهن استفن نفوذ کرده و از او میخواهد که به یاد آورد. استفن به یاد میاورد که در سالها پیش کلاوس و خواهرش را دیده و ربکا عاشق او شدهاست. سپس کلاوس و ربکا که در حال فرار از دست فردی بودند مجبور به جابه جایی میشوند و کلاوس به ذهن استفن نفوذ کرده و از او میخواهد که او و ربکا را فراموش کند. ربکا که دوست دارد با استفن بماند در برابر فرار با کلاوس مقاومت میکند و آن وقت کلاوس او را میکشد. کلاوس متوجهٔ رفتار عجیب استفن میشود و همراه با ربکا او را بهزور به میستیک فالز برمیگرد اند. در آنجا کلاوس میفهمد که الینا زندهاست. وی بار دیگر به ذهن استفن نفوذ میکند و از او میخواهد که انسانیتش را خاموش کند. از اینجا به بعد استفن دیگر به چیزی اهمیت نمیدهد و فقط به هر چه کلاوس بگوید گوش میکند. کلاوس تایلر را دورگه میسازد و راه درست کردن دورگهها یش را یاد میگیرد. کلاوس میفهمد که خون الینا تنها راه زنده ماندن دورگهها
یش است، بنابراین نمیخواه د که الینا بمیرد. کاترین و جرمی، مایکل(پد ر کلاوس)را پیدا میکنند و مایکل قصد کشتن کلاوس را دارد. الینا هم سال جدید تحصیلی را در حالی آغاز میکند که استفن دوباره شروع به خوردن خون انسان کرده و تایلر هم یک جوراحساس نوکری نسبت به کلاوس پیدا کردهاست. الینا و آلاریک در جشن آغاز سال، سعی میکنندا ستفن را با گل شاه پسند بیهوش کنند تا بتوانند استفن را در سلول قدیمی فوربس زندانی کنند تا مایکل، کلاوس را بکشد و این اجبار ذهنی کلاوس از استیفن آزاد شود. اما موفق نمیشوند چون ویکی (خواهر مت) که الآن یک روح است، به دلایلی سد راه آنها میشود(ق بلا بانی برای نجات جان جرمی، طلسمی را شکست که دروازه بین این دنیاو دنیای ارواح باز شد و ارواح میتوانس تند در این دنیا حضور یابند و ویکی برای اینکه بتواند برای همیشه در این دنیا بماند، باید الینا را بکشد. اما بانی موفق میشود برای همیشه دروازه را ببندد). دیمن، آلاریک و الینا محل زندگی(یک غار قدیمی) مایکل و خانواده اش را پیدا میکنند که داستان زندگی و چگونه تبدیل شدن مایکل و خانواده اش در آنجا نقاشی شده. آلاریک، دیمن و الینا پس از جست وجوی فراوان، داستان زندگی آنها را میفهمند. مایکل فرزندان خود را به خون آشام تبدیل کرد تا دیگر آسیب پذیر نباشند، اما کلاوس با کشتن مادرشان، باعث میشود که خانواده از هم فرو بپاشد. کشتن مادرشان را به گردن مایکل میانداز
د و با این کار ربکا(خوا هرش) و الایژا(ب زرگترین برادرش) را با خود متحد میکند.(بعدها به دلایلی الایژا از کلاوس جدا میشود) حال که الینا تقریبا همه چیز را میداند، به پیش ربکا میرود و داستان را از زبان او میشنود. اما کلاوس به ربکا در مورد کشتن مادرشان دروغ گفته بود و ربکا با شنیدن اینکه کلاوس، مادرشان را کشته خشمگین میشود. از طرفی مایکل(که توسط کاترین زنده شده) با استفن و دیمن آشنا میشود و درصدد کشتن کلاوس هستند و ربکا هم با آنها متحد میشود و با نقشهای زیرکانه کلاوس را به شهر میستیک فالز برمیگردا
نند... . سلاحی که با آن میتوان کلاوس را کشت، مایکل به دیمن داده بود تا دیمن او را بکشد، اما کاترین یک چیز خیلی خیلی مهم را(که مایکل به دیمن نگفته بود) میفهمد و آن را به استفن میگوید. اگر یک خون آشام با آن سلاح یک خون آشام اصیل را بکشد، خود آن خون آشام هم کشته میشود... استفن وقتی این موضوع را میفهمد، جلوی دیمن را میگیرد( یعنی اینکه انسانیت استفن دوباره روشن شده) و کلاوس هم از این موقعیت، استفاده کرده و مایکل را میکشد. اما دیمن و الینا فکر میکنند که استفن برای آزادی ذهنی خود، جلوی کشتن کلاوس را گرفتهاس
ت. حال که استفن آزادی خود را بهدست آورده، تمام خانوادهٔ کلاوس (که در تابوت هستند) را میدزدد و قصد انتقام از کلاوس را دارد. بعداً استفن متوجه میشود که یک تابوت افسون شده و در آن به هیچ وجه باز نمیشوند (مادر کلاوس هست که از تابوت بیرون میاید و وانمود میکند کلاوس را هنوز دو ست دارد ولی در اصل قصد کشتن کلاوس را دارد که کلاوس میفهمد و مادر کلاوس فرار میکند) در ضمن استیفن از کلاوس میخواهد که دو رگههایش را از شهر خارج کند وگرنه الینا را به خونآشام تبدیل میکند . پس از تمام این اتفاقات استفن آرام تر شده و رابطه اش نیز با الینا خوب شده اما در قسمت ۱۷ دیمن می فهمد به جز آن سلاحی که پدر کلاوس داشت (و نابود شد) سلاحی دیگر نیز وجود دارد که در زیر پل شهر پنهان شده است. ولی ربکا قبل از دیمن جای آن را می فهمد و تمام آن سلاح ها را نابود می کند اما غافل از این است که دیمن از او باهوش تر زیرا دیمن می فهمد که چوپ تابلوهای قدیم شهر نیز از این سلاح ساخته شده است. او پس از جمع آوری تابلوها آن ها را نزد استفن می برد وقسمت ۱۷ با این جمله تمام می شود: بریم چند تا اصیل بکشیم. ------
-------- -------- -------- -------- -------- -------- -------- -------- -------- -------- ----- م
ن عاشق این سریالم بخاطر همین این وبلاگ رو گذاشتم امید وارم خوشتون امده باشه
خوش باشید اگه يكي رو ديدي
- by: YAZDAN.K2,
- date: 2012-04-19,
- comments: 17,
- views: 118
اگه يكي رو ديدي وقتي داري رد ميشي بر مي گرده ونگات مي كنه بدون براش مهمي!!!
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داشتي ميرفتي بر مي گرده و با عجله مياد به سمتت بدون براش عزيزي!!!
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي بر مي گرده و نگات مي كنه بدون واسش قشنگی!!!
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه مي كني مياد با هات اشك مي ريزه بدون دوستت داره!!!
__ دروغ و خيانت رو هك كن____ از انسانيت كپي بگير و سند توآ ل كن__ __ با صداقت و وفا و معرفت چت كن__ __از زيباترين خاطره زندگي وب بگير__
__تو پروفايل قلبت يه قلبه تير خورده بذار و بگو عاشق عشق هستي__ __و عاشق عشق باشين__ __ در پروفایل قلبت عشق رو اد كن ____وبه احساسات زيبايي پي ام بده__
__غم رو ديلت كن__ __و واژه بدي رو رينيم كن__ __براي غرورت آف بزار و بگو بشينه آخه (دنيا دو روزه)__
هیچگاه شکست پایان نیست به فکر دوباره پیروز شدن باشید

سالگرد ازدواج گلی و حسین
- by: persian.man,
- date: 2012-04-19,
- comments: 22,
- views: 198
گلی جون داش حسین جون امیدوارم همیشه در همین آرامش و شادی و در نهایت سلامت با کوچولوهای 
خوشگلتون به زندگی ادامه بدید 

تا خدا خداست و زمین پابرجاست عشقتون بی نهایت جاویدان 

حتی آقا هم برای شما نصایحی فرموده اند


اینم از آخر عاقبتتون 

اعلام برنده های صندلی داغ این هفته
- by: sandali DAGH,
- date: 2012-04-19,
- comments: 26,
- views: 175
سلام دوستان
با توجه به اینکه این هفته صندلی داغمون یکم طول کشید میتونین اگه مایل بودین منتخب سوالا رو تو بلاگ روز شنبه مطالعه کنین و امروز ما بسنده میکنیم به حرف آخر امین عزیز و اعلام ب
رنده ها: - ح
رف آخر :
دوستان عزیزان سروران ازتون خواهش میکنم تمنا میکنم این دو روز دنیا با هم خوب باشین....به فکر هم باشین.....یادتون نره خدایی هست که همیشه بی منت و احتیاج بهتون محبت میکنه...عاشقتونه...بی هیچ عذر خواهی خودش میبخشه.....بی هیچ تمنایی سفره براتون پهن میکنه......قدر پدر و مادراتون بدونین که سایشون یک کهشکشان آرامشه رو سرتون.......فکر این باشین که این عمر تا حالا چقدر زود گذشت...نه ما فهمیدیم چی شد و نه شما.......به جایی نرسه که فقط حسرت و آه روزهای رفته وکارای نکرده باشه....حسرت کینه ای که میشد بخشید و به باد سپرد...حسرت تشکری که دیگه فرصت نشد بکنین....حسرت دلی که میشد به دست آورد اما غرور نذاشت........... .
برای همتون آروز میکنم از ته دلم.....همیشه سلامت و شاد باشید......همیشه خداوند دست محبتش رو سرتون باشه....همیشه در کنار عزیزانتون باشید.......به خدا میسپرم همتون........خیلی خوبین همتون....سپاس و خدا نگهدار این قـافـله عـمر عجب می گذرد
دریاب دمی که با طرب می گذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را کـه شب می گذرد- چو
ن عمر بسر رسد چه بغداد و چه بلخ
پیمانه چو پر شود چه شيرين و چه تلخ
خوش باش که بعد از من و تو ماه بسی
از سـلخ بـغره آیــد از غـره بـسلخ
اکنون که ز خوشدلی بجز نام نماند
يک همدم پخته جز می خام نماند
دست طرب از ساغر می باز مگیر
امروز که در دست بجز جام نماند - ب
درود
و اما:
صن
دلی داغ مثل هفته ی گذشته دو تا ورودی کورش میده به امین و آقا مهدی عزیز تب
صره:البت (سره سروش عزیز برنده ی اول ما بود (به خاطر اوین سوالی که پرسید)ول ی خب از اونجا که ما ازش چیپ میگیریم و چیپم بهش نمیدیم و بخاطر کل زحمتایی که میکشه هر وقت اومد بهش یه یادگاری میدیم از طرف بچه های باصفای پرشیا وش جون کلی تحویلت گرفتم.برو حالشو ببر
)و عمو مهران نازنین و یار همیشگی برنامه های فرهنگی پرشیا هم لطف کردن و این جوایز رو تقدیم کردن:
پ
وره ی هویج(امی ن):350k امیر عزیز برا
ی نشوندن امین روی صندلی با توجه به مشغله ی کاریش:20 0k آقا مهدی200k
خاله پروین200
k مجید2
00k ضمن تشکر از امین عزیز که صادقانه همه ی سولات رو جواب داد و دوستانی که همرا ما بودن.آخر هفته ی خوبی داشته باشین.
تا درودی دیگه بدرود
ا
رادتمند: صندلی دااااااا
غ گردهمایی بچه های عزیز پرشیا
- by: shahab-amar,
- date: 2012-04-19,
- comments: 112,
- views: 416
ضمن عرض سلام خدمت یکایک شما عزیزانم
بنا به پیام های خصوصی که خیلی از شما سروران و عزیزانم برام فرستادید مبنی بر گردهمایی مجدد و اینکه خیلی ها به دلیل کم بودن زمان بلاگ رو مطالعه ننمودند باید خدمتتدان عرض نمایم که:
از این به بعد یک هفته در میان در روز جمعه محفل گرد همایی در یکی از پارک های پردیسان ، لاله و طالقانی برگزار خواهد شد. اولین محفل در روز جمعه 8 اردیبهشت خواهد بود. به احتمال قوی در این محفل برنامه ناهار هم داریم. لطفا نظرات خود رو در این مورد و محلش برام بنویسید. از کلیه عزیزانی که اعلام آمادگی می کنند برای شرکت گردهمایی تقاضا دارم برای اینکه آمار حدودی از تعداد مدعوین داشته باشم به صورت خصوصی آمادگی خود را اعلام بدارند. اطلاعات بیشتر بعد از شنیدن نظرات شما سروران اعلام خواهد شد. مشت
اق دیدار همگی شما خانواده عزیزم. ارادتمند شهاب.
صفحه: 40
9 |
| F 23, Brazil | |
| M 16, Chile | |
| F 28, Brazil | |
| M 37, Brazil | |
| M, Poland | |
| M 23, Brazil | |
| M 23, Poland | |
| M 14, Brazil | |
| M 50, Brazil | |
![]() |

