ادامه: دانستنیه
ای پزشکی(گی اه درمانی) - by: davod12,
- date: 2012-01-24,
- comments: 5,
- views: 193
****خواص بی نظیر عصاره سیر و لیمو ترش ****

عصاره ی سیر و لیمو ترش
1 - مصرف عصاره :
اگر دچار رسوب گرفتگی در رگهای بدن شده ، نیازی به عمل قلب باز وجود ندارد . زیرا گرفتگی
( 30 CC رگها پس از این ، شما را آزار نخواهد داد . فقط کافی است ، روزی نصف استکان ( معادل
از این شربت غلیظ و طبیعی میل نمایید ؛ تا به کلی برطرف گردد .
2 - طرز تهیه :
تعداد 30 حبه ی سیر را پوست گرفته همراه با 5 عدد لیموترش ( شیرازی ) با پوست که قبلا هسته
های آن را گرفته اید ، در هم زن ( میکسر ) بریزید . پس از آن که همه ی محتویات در میکسر له
شد با یک لیتر آب مخلوط نموده و ب جوشانید ( نکته ی مهم : فقط و فقط ، یک بار جوش بخورد ) .
پس از سرد شدن ، آن را از صافی رد نموده و محتویات را داخل یک شیشه بریزید و در یخچال
نگهداری کنید .
3 - مصرف :
30 ) از این مایع ( به اختیار خ ود CC همانطور که قبلانیز گفته شد ، روزانه نصف استکان ( معادل
تان قبل یا بعد از غذاهای اصلی ) میل نمایید . پس از سپری شدن سه ( 3 ) هفته از مصرف مداوم این
عصاره ی طبیعی ، احساس جوانی و شادابی در تمام وجود بدنتان قابل لمس است . تمامی گرفتگی
های رگ های بدن و سایر عوارض آنها به عنوان مثال دید کم و سنگینی گوش به حالت ع ادی خود
باز خواهد گشت .
به یاد داشته باشید ؛ بعد از مصرف یک دوره ی سه هفته ای ، شما باید هشت ( 8 ) روز استراحت
کرده و سپس دومین دوره ی مصرف سه هفته ای را اجرا کنید . به این ترتیب یک موفقیت موثر
ایجاد می شود . این دوره ی درمان ، ارزان ، موثر و بی ضرر را می بایست هر ساله تکرار کرد .
4 - بوی سیر :
با خوردن این مایع ، هیچ کس بوی نامطلوب سیر را حس نخواهد کرد ( امتحان کنید ) .
5 - خواص شربت :
نیروهای شفا بخش سیر و لیموترش ، کاملا خود را پس از مصرف این مایع ، نشان می دهند . افرادی
بوده و رگ های آنها رسوب گرفتگی دارد و یا این که مشکل ( LDL ) که مبتلا به کلسترل بد
چربی خون دارند ، می توانند ؛ شبها بدون پریشانی خاطر خواب راحت و آسوده ای داشته باشند . به
فعالیت های بدنی ، ورزش پرداخته ، زیرا انسداد رگهای آنها ، ازبین رفته است .
همچنین مصرف این عصاره را برای کسانی که سایش دندان ( دندان کروچه ) داشته و یا جرم دندان
دارند ، مفید است . در آخر توصیه می کنیم برای اینکه سیر را پوست بکنید ، در کاسه ای آب ریخته
و پس از آن پوست سیر را به راحتی از آن جدا کنید .
******
* این مطلب از سایت دانشکده ی پزشکی ، دانشگاه ارلانگن به نشانی :
( http://www.uni-erla )ngen.org
برداشت و ترجمه گردیده است .
در منطقه ی باواری ا ، ( University of Erlangen ) لازم به توضیح است که ؛ دانشگاه ارلانگن قيمت امروز دلار و سكه
- by: ramak,
- date: 2012-01-24,
- comments: 8,
- views: 234
هر گرم طلاي 18 عيار 92800
هر سكه بهار آزادي (طرح قديم) 1015000 نوع ارز نرخ خريد نرخ فروشدل
ار آمريكا 2050 2200پو
ند انگلیس 3 280 3450جملات کوتاه و خواندنی جی پی واسوانی
- by: ramak,
- date: 2012-01-24,
- comments: 1,
- views: 71
تو آن چیزی خواهی شد که به آن می اندیشی و عمل میکنی .
زندگی هدیه خداوند به ماست و ” شیوه زندگی ” ما ، هدیه ما به خداوند .
پربارترین گنج ، قلبی عاشق است که با همه در آرامش است .
بیدار شو . قوی باش . کارهای زیادی هست که باید انجام بدهیم . بارهای زیادی هست که باید بر دوش بکشیم . قوی باش ، خوب بجنگ و پیروز شو .
بهترین لحظات زندگی ، اوقاتی است که احساس می کنیم عشق را به دیگران منتقل می کنیم و پیام و حضور خدا را برای دیگران قابل لمس می سازیم .
هر رنجی در خدمت تکامل است .
شادی را هیچ پیامبر و قدیسی نمیتواند به تو ارزانی دارد . تو باید خود این ثروت را کسب کنی .
یکی از مهمترین گام های رسیدن به خدا ، عشق و یاری به فقر است .
خدای نور و زندگی ! هر روز مرا از عشقت لبریز کن تا از بگذرم و به رنجیدگان برسم . دعاها و اشکهایم را برایت می آورم . خودم را به تو تقدیم میکنم .
مراقب باشید انچه می بخشید چون رازی در قلبتان پنهان بماند .
زمین و آسمان شاید روزی ناپدید شوند اما حقیقت یا عشق فناناپذیر است . به آنچه فناناپذی ر است بپیوندید .
با زندگی بیامیزید . به رنجیدگان یاری رسانید . به همه عشق بورزید . آنگاه خودتان ، تقدیر ، راز زندگی و خدا را خواهید شناخت .
تنها باشید اما نه منزوی . با مردم مراوده داشته باشید و خدا را در آنها ببینید .
آموزشی جدید لازم است تا قلب را بیدار کند . وقتی که قلب بیدار شود ، ذهن را در مسیر هدایت خواهد کرد و نوری از قلب به ذهن خواهد تابید .
ما با چشم ظاهر همه چیز را قضاوت میکنیم ، اما خدا به درون مینگرد . ما اعمال ظاهری را تحسین میکنیم ، اما خدا به انگیزه های درونی مینگرد .
انسان چیزی نیست که تصور می کند بلکه آن چیزی است که اراده میکند و می خواهد .
وقتی که تندر می غرد و توفان می وزد ، نهراس . در پس این تندر و آن طوفان ، کسی حضور دارد که زمین را آفرید و او عاشق و مهربان است .
وقتی که اندوهی نصیبمان میشود ، خدا لبخند میزند زیرا میداند که رنج گذراست و از رنج و درد است که زندگی غنا می یابد .
در راه زندگی هرگز از هیچ شکستی نومید نشو ، خدا با توست .
کسانی که قلبی پاک دارند حضور خدا را در همه وقایع می بینند .
دست نیافتنی ترین چیز در دنیا زمانیست که از دست رفته است .
خود بگو خدا با من است و همه چیز در دست اوست این جملات توفان را آرام می سازد .
هرکس همان گونه است که فکر می کند پس مراقب افکار خود باشید . ذهن همچون ساعتی پیوسته درحال کار کردن است و باید هر روز با اندیشه های خوب آن را کوک کرد .
دست نیافتنی ترین چیز در دنیا زمانیست که از دست رفته است .
خداوند برکتی عظیم به توبخشیده است . تو چه چیزی به اوتقدیم میکنی ؟
هرروزچیزی هر چند کوچک به اوتقدیم کن . از روی عشق و به نیازمندا ن . . .
میان دانستن و دریافت کردن فاصله زیادی است .
وقتی که بر یک وسوسه ، اندیشه پلید،یا خواسته نا خوشایند چیره می شویم واز ارتکاب به آن اجتناب ورزیم نیرویی نهفته و قدرتمند در درون ما شکفته می شود و پاره اللهی . جودمان را تقویت می کند .
انگاه نگاهی تازه ، نیرویی نوین و خردی متعالی تر نسبت به زندگی خواهیم داشت و با ارامش و سرور بیشتری راه عشق را می پیماییم .
اندیشیدن در زندگی مان نقش مهمی دارد اندیشیدن به نگرش مان شکل می دهد ، اندیشه مان می توانیم زندگی مان را دگرگون کنیم .
هر یک از ما می تواند در هر زمان که بخواهد وارد خانه دوست شود . تنها لازم است کلید قفل دل خویش بگشاییم . خانه دوست پیش رویمان خواهد بود . . .
به خدا دعا کنید تا از شما برای اجابت دعاهای دیگران استفاده کند .
وقتی خداوند در این نزدیکی است چرا دچار ترس می شوی ؟
زندگی به نخی بسته است و بسیار نامطمئن ، هیچوقت نمیدانید که مرگ چه زمانی شما را احضار میکند پس به هیچ چیز وابسته نباشید هر چیز را همانطورکه پیش می آید بپذیرید و پیوسته به خدا فکر کنید بگذارید که فکر خدا در زمینه آگاهی شما در همه اوقات جاری باشد . . .
مرگ مانند ماری است که پوست می اندازد . انسان نمی میرد بلکه فقط جسم مادی خود را ترک می کند . میتوان گفت که جسم مادی مرده است نه خود انسان ، انسان نمی میرد ، نمی تواند بمیرد .
مرگ مانند غروب خورشید است وقتیکه خورشید در اینجا غروب میکند در جائی دیگر طلوع میکند و در واقع هیچگاه خورشید غروب نمیکند به همین ترتیب مرگ هم فقط یک توهم ظاهری است .
آنچه در این دنیا مرگ تلقی میشود در دنیائی دیگر تولد است ، زیرا زندگی نهایتی ندارد .
شاید بعضی هاتون بگین چه کسی از اون دنیا اومده یا مرده و بعد زنده شده منظورم همان خواب جسم است ولی من یکی به این موضوع معتقدم . معتقدم که جسم فیزیکی پس از مرگ ما که جسم دیگری است و روح در مرحله بعدی به درآن جسم میرود که نامش ( قرینه اثیری ) است و از ماده ای بسیار ظریف و اثیری تشکیل شده است . . .
مبادا آن کس را که هرگز ما را فراموش نمی کند فراموش کنیم . . .
مرد تاجر پس از نابودی کسب پر رونق خود ، تابلویی بر ویرانه خانه و مغازه اش آویخت که روی آن نوشته بود : مغازه ام سوخت ! اما ایمانم نسوخته است ! فردا شروع به کار خواهم کرد !
بزرگترین شکست از دست دادن ایمان است . متبرک کسی است که علی رغم همه رویدادها قلب خود را بسوی خدا می گیرد و می گوید : به تو توکل میکنم . . .
افراد بسیاری را دیده ام که برای اثبات برتری دین خود دست به هر کاری می زنند، آنها وارد مباحثاتی بی انتها می شوند ، حتی برای اثبات آن می جنگند و حاضرند که جان خود را ببازند . اما افراد اندکی را دیده ام که مطابق با تعالیم دین خود زندگی می کنند و گواه راستین تعالیم برتر دین در زندگی هستند .
___
________ ________ ________ ___ 
دادا جی. پی. واسوانی در دوم ماه اگوست سال ۱۹۱۸ در حیدرآباد سند هندوستان
زاده شد . او تحصیلات عالی خود را در کالج سند کراچی با موفقیت چشم گیری گذراند و از آن پس در مسیر زندگی به پیروی از استاد معنوی خود ، سادو واسوانی ـ که عمویش نیز بود ـ دل گماشت .
جی. پی. واسوانی این عارف ، فیلسوف ، انساندوست و آموزگار بزرگ گامهای عموی بزرگوارش را پی گرفت و شیوۀ زندگی خود را بر اساس کتابهای مقدس ، موعظهها ی قدیسین و منش سادو واسوانی بنا نهاد .
در حال حاضر دادا جی. پی. واسوانی سرآمد آموزگاران معنوی مرکز سادو واسوانی ست ، که شعبات گوناگونی در شهرهای هندوستان و کشورهای مختلف جهاندار د . این مرکز پس از سادو واسوانی با یاد و احترام او نامگذار ی شد .
مردی که دانای اسرار، فرزانه و یک قدیس بود. او معتقد بود که ما باید خداوند را با قلب خود در آغوش بکشیم و خدمات عاشقانۀ خود را نثار تمامی فرزندان محنت دیدۀ او نماییم. سادو واسوانی همچنین پرندگان و حیوانات و همۀ آفریدههای پروردگار را شایای مهرورزی میدانست ، چرا که آفرینش را از یک خانواده به شمار میآورد .
پیام جی. پی. واسوانی نیز تکریم و عشق نسبت به همۀ موجودات هستی ست . این استاد معنوی به دلیل سخنرانیهای جذاب و الهام بخش خود در هندوستان مورد احترام والایی قرار دارد . او همچنین دارای جایگاه ویژه ای در تالار سخنرانی دی. اچ. در سازمان ملل متحد است و یک کرسی از مجلس نمایندگا ن انگلیس به این عارف گران قدر اختصاص دارد .
این فیلسوف شهیر هند تاکنون سی عنوان کتاب به زبان انگلیسی منتشر کرده است . عناوین کتابهای منتشرۀ واسوانی به زبان مادری او ـ سندی ـ نیز بیش از این تعداد است .تست هوش ( خیلی جالب و خوب )
- by: $mandalinata$,
- date: 2012-01-24,
- comments: 66,
- views: 367
اگر بتوانید ظرف ۳ ثانیه صورت مردی را در میان دانه های قهوه در عکس زیر پیدا کنید، نیم کره راست مغز شما، بهتر از افراد دیگر پرورش یافته است.صورت 1 دانه است. اگر بین ۳ ثانیه تا یک دقیقه طول بکشد، نیم کره راست مغز شما به صورت عادی پرورش یافته است. اگه بین یک دقیقه تا سه دقیقه طول بکشد، یعنی سمت راست مغز شما کند عمل میکند و باید پروتئین بیشتری مصرف کنید. اگر هم بعد از سه دقیقه هنوز نتوانستی
د آنرا پیدا کنید،پیش نهاد میشود بیشتر به دنبال انجام اینگونه تست ها باشید تا آن بخش از مغزتان قوی تر بشود. 
اگر نتوانسیت
د صورت را پیدا کنید و فکر می کنید کل این تصویر سرکاری است به ادامه ی مطلب مراجعه كنید و تصویر را دوباره ببینید
اینم تصویری كه سركاری نیست

چقدر طول کشید ؟ تو نظرها بنویس.
خوش باشید ۹ بیلیونر دنیای تکنولوژی که کمتر از ۳۰ سال سن دارند
- by: persian.man,
- date: 2012-01-24,
- comments: 18,
- views: 224
شما که هم اکنون مشغول خواندن نارنجی هستید چند سال دارید؟ در دنیای تکنولوژی و اینترنت، برای ساخت کسب و کار نیازی به سرمایه و مدرک برای ساخت ابرشرکت های فناوری نیست.
کافی است که یک ایده خوب و پشتکار و تلاش لازم را داشته باشید تا مراحل ترقی لازم را طی کنید. باورتان نمی شود؟ در ادامه مطلب با ۹ میلیونر مشهور آشنا شوید که کسب و کارشان را در نوجوانی به راه انداختند و هم اکنون مدیر و صاحب مشهورترین سرویس های اینترنتی به حساب می آیند. اینها همگی کمتر از ۳۰ سال دارند... 
ما ز بالاییم و بالا می رویم...
- by: goli_kh,
- date: 2012-01-24,
- comments: 9,
- views: 172
ما ز بالاییم و بالا می رویم
ما ز دریاییم و دریا می رویم
ما از آن جا و از این جا نیستیم
ما ز بیجاییم و بیجا می رویم لا
اله اندر پی الالله است همچ
و لا ما هم به الا می رویم قل تعالوا آیتیست از جذب حق
ما به جذب حق تعالی می رویم
کش
تی نوحیم در طوفان روح لاج
رم بیدست و بیپا می رویم هم
چو موج از خود برآوردیم سر باز هم در خود تماشا می رویم
اخ
تر ما نیست در دور قمر لاج
رم فوق ثریا می رویم هم
ت عالی است در سرهای ما از علی تا رب اعلا می رویم
ای سخن خاموش کن با ما بیا
بین که ما از رشک بیما می رویم
سل
ام تو این هوای سرد دلاتون گرم گرم

تصاویر جالب و دیدنی از شکار لحظه ها
- by: saeedxxx,
- date: 2012-01-23,
- comments: 6,
- views: 189
تصاویر جالب و دیدنی از شکار لحظه ها




















































راهنمایی جهت خرید v p n
- by: shzboy,
- date: 2012-01-23,
- comments: 10,
- views: 318
arze salam khedmate dostane aziz hamvatan
modati hast ke hame dar estefade az v p n ha be moshkel bar khordan dostan aziz agar etelaat dar morede y
e v p n khob ya ye f i l t e r sh k a n khob dare dar ekhtiyar begzare ta bandeye haghir va dostane dige ham betonan estefade konan z
emnan agar kesi az dostan hast ke eree dahandey e servis haye v p n moarefi kone ta dostan betonan kharid konan ya hata dar sorate tavafogh tartibi dade beshe ke dostan betonam ba chip kharid konan b
a tashakor e faravan hossein karami قصه ی شبای زمستون(د
ختر زرنگ) - by: goli_kh,
- date: 2012-01-23,
- comments: 4,
- views: 127
یکی بود و چند تا شدن.چند تا شدن خوشحال شدن
و اما راویان اخبار و ناقلان آثار و طوطیان شکّر شکن شیرین گفتار چنین حکایت میکنند که:
يک نفر تصميم گرفت دربارهٔ مکر زنان کتابى بنويسد.مشغول نوشتن بود که دختری گذارش افتاد آنجا ديد آن مرد دربارهٔ زنان دارد کتابى مىنويسد.پرسيد:«چ
ه مىنويس ي؟» مرد جواب داد:«مى
خواهم کتابى دربارهٔ زنان بنويسم بهنام حيلةالن ساء که مردها بخوانند و فريب زنها را نخورند.» دختر گفت:«تو خودت نمىتوان
ى فريب زنها را نخوري.مىخواى کتاب بنويسي؟» مرد جواب داد:«من هيچوقت فريب زنها را نمىخورم.»دختر گفت خیلی خوب و از او خداحافظى کرد و رفت. مرد هم مشغول نوشتن شد.دختر رفت هفتقلم خودش را آرايش کرد و رختهاى خوبش را پوشيد و آمد پيش آن مرد سلام کرد. مرد جواب سلامش را داد. آن وقت سرش را روى کتاب بلند کرد چشمش افتاد ديد عجب دختر خوشگلى است. به ماه مىگويد از کوه در نيا که من درآمدم. يک دل نه صد دل عاشق شد. پرسيد:«ت
و دختر کى هستي؟» دختر جواب داد:«من دخت قاضى شهر هستم.» مرد پرسيد:«و عروس شدهاي؟»
دختر جواب داد:«نه، هر کس به خواستگار ى من مىآيد پدرم مرا عروس نمىکند.» مرد گفت:«تو که به اين زيبائى هستى چرا عروست نمىکند؟ » دختر گفت:«پدر
م خيلى ايراد مىگيرد.به خواستگار ان من مىگويد دخترم کور و کر و لال است.خواستگار ها هم که اين حرف را مىشنوند منصرف مىشوند و کسى حاضر نمىشود با من عروسى کند.» از قضا قاضى اين شهر دخترى کور و کر و لال داشت. مرد گفت:«اى دختر، من تو را مىخواهم ، تو زن من مىشوي؟» دختر گفت:«من حاضرم زن تو بشوم، ولى پدرم ايراد مىگيرد و مرا به تو نمىدهد.
پدرم به تو مىگوید من کور و کر و لال هستم به درد تو نمىخورم،تو به پدرم بگو با تمام عيبهاش قبول دارم. آنوقت او قبول مىکند و مرا به تو مىدهد.» مرد گفت بسيار خوب و رفت پيش قاضى و گفت:«اى قاضى من آمدم خواستگار
ى دختر شما» قاضى جواب داد:«دخت ر من به درد عروسى نمىخورد.کور و کر و لال است. از اين بابت کسى حاضر نيست با دختر من عروسى کند!» مرد جواب داد:«من دختر شما را با تمام عيبهاش قبول دارم.» قاضى که از خدا مىخواست اين دختر را از روى دستش برداشته شود قبول کرد و دستور داد تمام اهل شهر را جمع کردند و عروسى مجللى گرفتند و دختر را به عقد آن مرد درآوردند و داماد را بردند حمام و از حمام آوردند به حجله کردند و در را روى عروس و داماد بستند، خودشان رفتند. وقتى داماد روى عروس را با صد شوق و ذوق برداشت و چشمش به عروس افتاد چرتش پاره شد ديد هر چه قاضى درباهٔ دخترش گفته بود درست است. جرأت نداشت به قاضى بگويد من دختر را نمىخواه
م.با خودش فکر کرد که بايد من از اين شهر بروم که هيچکس نتواند مرا پيدا کند. شبانه منزل قاضى شهر را ترک کرد. پشت به شهر رو به بيابان رفت و رفت تا اينکه رسيد به يک شهرى که هيچکس او را نمىشناخ ت. يک دکان باز کرد و شروع کرد به خريد و فروش. مدتى بعد دختر دنبالش رفت و در آن شهر پيدايش کرد و رفت جلو سلام کرد. مرد تا چمشش به او افتاد او را شناخت و گفت:«دخت
ر تو مرا بيچاره کردى،ديگ ر چه از جان من مىخواهى که اينجا هم دست از من برنمىدا ري!؟» دختر خنديد و گفت:«من چيزى از تو نمىخوام يادت هست گفتى من هيچوقت فريب زنها را نمىخورم. حالا هم آمدهام که تو را از اين گرفتارى نجات بدهم.»
مرد گفت:«قول ميدم که هيچوقت دربارهٔ زنها چيزى ننويسم تو را به خدا به من رحم کن من جوانم و آرزو دارم.اگر تو بتوانی مرا از این گرفتاری خلاص کنی بخاطر هوشت تو را بهمسری میگیرم!»
دختر گفت:«برو چند نفر کولی را با خودت بردار برو در خانه قاضى را بزن. قاضى خودش در را باز مىکند. وقتى در را باز کرد تو يکى يکى کولی ها را به اسم و رسم با او آشنا کن. وقتى قاضى از تو پرسید اين مدت کجا رفته بودى بگو دلم تنگ شده بود رفته بودم ديدن قوم و خويشهای
م و چون چند سال بود که همديگر را نديده بوديم نگذاشتند که زودتر برگردم.حالا اقوامم با من آمده اند براى ديدن عروسشان.» مرد هم همين کار را کرد با چند نفر کولی که هر کدام با سگ و بز و مرغ و الاغ و بند و بساطشان راه افتاده بودند وارد شهر شد و يکسره به در خانه قاضى آمد و دقالباب کرد. قاضى آمد در را باز کرد ديد دامادش با چند نفر کولى آمده، از دامادش پرسيد:«ا
ين مدت کجا بودي؟» داماد گفت:«اى پدرزن عزيزم چون مدتى بود که از قوم و قبيلهام خبر نداشتم دلم تنگ شده بود، حالا هم با آنها برگشتم،ا ين پسرخاله، آن پسردائي، آن عمو، آن خاله و آن دختر عمهام هستند.» همه کولی ها به جيغ و داد درآمدند که:«جناب قاضى خوب کردى که خويش ما را به دامادى خودت قبول کردي. اين وصلت مايهٔ سرافرازى ما است.»
بعد يکى گفت که؛جناب قاضى سگم را کجا ببندم؟يک
ى مىگفت که خرم را کجا ببندم و... قاضى ديد اگر مردم بفهمند که دامادش کولی است آبرويش مىريزد و نمىتوان
د در شهر زندگى کند و مردم شهر او را سرزنش مىکنند. ناراحت شد و گفت: «تا کسى شما را نديده، من مهر دختر را مىبخشم، طلاق او را بده و از اين شهر برو که آبروى من در خطر است.» داماد که از خدا مىخواست قبول کرد و فورى دختر قاضى را طلاق داد و با همان دختر که فريبش داده بود عروسى کرد. 




قصه ی ما به سر رسید،کلا
غه هم بخونه اش رسید،قصه رو شنید،
زیر بال و پر مامانش گرفت خوابید.شبتون پر ستارهرستوران
- by: isun666,
- date: 2012-01-23,
- comments: 9,
- views: 194
نقاشی های زیبا و دیدنی روی خودروها
- by: ramak,
- date: 2012-01-23,
- comments: 6,
- views: 207
A
erograph y به هنر نفاشی روی تجهیزات و ماشین گفته میشود. این کار معمولا با اسپری انجام میشود و تکنیکها ی مخصوص به خود را دارد.





























زمستان سرد
- by: majid.p,
- date: 2012-01-23,
- comments: 8,
- views: 141
زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر کنه , گوشت بدن خودشو میکند
و میداد به جوجه هاش میخوردندزمستان تمام شد و کلاغ مرد!
اما بچه هاش نجات پیدا کردند و گفتند:
آخی خوب شد مرد, راحت شدیم از این غذای تکراری!
این است واقعیت تلخ روزگار ما..!کریستف کلمب و زنش!
- by: matyar_sh,
- date: 2012-01-23,
- comments: 13,
- views: 190
اگر کریستوفر کلمب ازدواج کرده بود، ممکن بود هیچ وقت قاره آمریکا رو کشف نکنه، چون بجای برنامه ریزی و تمرکز درمور چنین سفر ماجراجوی
انه ای باید وقتش رو به جواب دادن به زنش درمورد این سوالات می گذروند:
*کجا داری می ری؟
*با کی داری می ری؟
*واسه چی می ری؟
*چطوری می ری؟
*کشف؟* برای کشف چی می ری؟
*چرا تو می ری؟
.
.
.
.
*تا تو برگردی من چیکار کنم؟!
*می تونم منم باهات بیام؟!
*راستشو بگو توی کشتی زن هم دارین؟
*بده لیستو ببینم!
*حالا کی برمی گردی؟
*واسم چی میاری؟
.
.
.
.
*تو عمدتا این برنامه رو بدون من ریختی، اینطور نیست؟!
*جواب منو بده؟!
*منظورت از این نقشه چیه؟
*نکنه می خوای با کسی در بری؟
*چطور ازت خبر داشته باشم؟
*چه میدونم تا اونجا چه غلطی می کنی؟
*راستی گفتی توی کشتی زن هم دارین؟!
.
.
.
.
*من اصلا نمی فهمم این کشف درباره چیه؟
*مگه غیر از تو آدم پیدا نمی شه؟
*تو همیشه اینجوری رفتار می کنی!
*ودتو واسه خودشیرینی می ندازی جلو؟!
*من هنوز نمی فهمم مگه چیز دیگه ای هم برای کشف کردن مونده!
*چرا قلب شکسته منو کشف نمی کنی؟
.
.
.
.
*اصلا من می خوام باهات بیام!
*فقط باید یه ماه صبر کنی تا مامانم اینا از مسافرت بیان!
*خوب دوست دارم اونا هم با هامون بیان!
*آخه مامانم اینا تا حالا جایی رو کشف نکردن!
*خفه خون بگیر!!! تو به عنوان داماد وظیفته!
.
.
.
*راستی گفتی تو کشتی زن هم دارین؟سحر چون خسرو خاور...
- by: goli_kh,
- date: 2012-01-23,
- comments: 7,
- views: 156
سحر چون خسرو خاور علم بر كوهساران زد
بدست مرحمت يارم در اميـدوار
ان زد چو پيش صبح روشن شد كه حال مهر گردون چيست
برآمد خنده اى خوش بر غرور كامگاران زد
نگار
م دوش در مجلس بعزم رقص چون برخاست گره بگشود از ابرو و بر دلهاى ياران زد
من از رنگ صلاح آندم بخون دل بشستم دست
كه چشم باده پيمايش صلا بر هوشياران زد
كدام آهندلش آموخت اين آيين عيارى
كز اول چون برون آمد ره شب زنده داران زد
خيال شهسوارى پخت و شد ناگه دل مسكين
خداوند
ا نگهدارش كه بر قلب سواران زد در آب و رنگ رخسارش چه جان داديم و خون خورديم
چو نقشش دست داد اول رقم بر جانسپارا
ن زد منش با خرقه ء پشمين كجا اندر كمند آرم
زره مويى كه مژگانش ره خنجر گذاران زد
نظر بر قرعه ء توفيق و يمن دولت شاه است
بده كام دل حافظ كه فال بختياران زد
سلام
صبح سرد سردتون بخیر.دلاتون گرم گرم

حكايت خواستگار
ي خر - by: $mandalinata$,
- date: 2012-01-23,
- comments: 3,
- views: 137

خوش باشید حامد جان تولدت مبارك (harryhu
nt) - by: persia-birthday,
- date: 2012-01-23,
- comments: 27,
- views: 335
سلام اگه گفتین اینجا چه خبره؟
خب معلومه دیگه تولده...تولد حامد دوست عزیزمونه
(harryh unt) 
صدا
ی بال فرشته ها می آید.... انگار روز تولد تو هم نزدیک است...

حامد عزيز يك دنيا آرزوي خوب براي روز تولدت هديه دارم تـولــ
ـــدت مبــــــ ارك وبلاگی متفاوتر: درمان طبیعی با گیاهان .....
- by: davod12,
- date: 2012-01-22,
- comments: 6,
- views: 218
سلام: دوتان امروز داشتم برای سنگ کلیه و کیسه صفرا دنبال داروی گیاهی بودم
دیدم بد نیست هر از گاهی با تعدادی از این نوع گیاهان و موارد مصرفش در نوع بیماری آن
هر هفته 2 وبلاگم را اختصاص دهم به این موضوع چرا که کم و بیش همه مون با این نوع بیماری ها سرو کار داشته
باشیم و طبیعتا ممکنه مثمر ثمر هم واقع گردد))))
با این امید که مورد پسند شما دوستان عزیز باشد ..



******
******** ******** ******** ******** ******** ******** ******** ******* گياه قاصدک براي درمان سنگ کليه و کيسه صفرا.....
گياه قاصدک
سنگ کليه و کيسه صفرا معمولاً از نمکهاي معدني موجود در ادرار ساخته ميشوند. علت تشکيل اين سنگها معمولاً ناشناخته است.
عبور سنگهاي بزرگ از مجاري ادراري، درد خيلي زيادي دارد.
متاسفانه اين سنگها اغلب براي مدت طولاني و بهطور مزمن وجود دارند، بنابراين تنها راه خلاصي از اين مشکل، پيشگيري از بروز آن است.
يک روش طبيعي براي جلوگيري از تشکيل مجدد اين سنگ ها، استفاده از گياه قاصدک (Dandelion) است.
حال به شما مي گوييم که چگونه از گياه قاصدک استفاده کنيد:
1- نزد پزشک متخصص کليه و مجاري ادرار برويد. هنگامي که علت بروز سنگ مشخص نيست، براي جلوگيري از تشکيل سنگهاي بيشتر، بايد تحت درمان و معاينات پزشکي قرار بگيريد.
دم کرده ي قاصدک
2- بطور منظم دم کردهي گياه قاصدک را بنوشيد. قاصدک يک مادهي ادرارآور طبيعي است که توليد ادرار را تحريک ميکند و مجاري ادراري را با فشار ميشويد و باز ميکند.
مواد ادرارآور (ديورتيک) با شستشوي مجاري ادراري از تشکيل سنگهاي کليه و کيسه صفرا جلوگيري ميکنند.
کپسول قاصدک
3- بهجاي داروهاي آبي(ديورتيک) از کپسولها ي قاصدک استفاده کنيد. داروهاي ديورتيک، اغلب باعث کاهش پتاسيم بدن ميشوند. قاصدک داراي مقدار زيادي نمکهاي پتاسيم است که اين عوارض جانبي را بياثر ميکند. بنابراين استفاده از قاصدک، بهتر است.
4- براي جلوگيري از عود سنگ کليه و کيسه صفرا از تنتور قاصدک استفاده کنيد. تنتور، از تغليظ قاصدک به دست ميآيد، لذا به مقدار کم مورد نياز است.
5- برگهاي خام قاصدک را ميتوانيد خرد کرده و به سالاد خود اضافه کنيد، يا آنها را بپزيد و در کنار غذا استفاده کنيد. براي پختن برگ گياه قاصدک مقداري آبجوش به آن اضافه کنيد و مدت 5 دقيقه درب آن را بگذاريد. سپس کمي روغن و نمک به آن اضافه کنيد.
تذکرات:
قاصدک
1- ريشههاي گياه قاصدک ميتوانند به عنوان قهوه ي بدون کافئين مورد استفاده قرار گيرند. براي اينکار بايد آنها را خشک کنيد، سپس آنها را آسياب کرده و مثل قهوه از آن استفاده کنيد.
2- سنگهاي بزرگ ممکن است به طور طبيعي نتوانند دفع شوند. بعضي اوقات که سنگها خيلي بزرگ ميشوند، مجراي ادراري را مسدود ميکنند و باعث ايجاد مسموميت(شرايط سمي) در بدن ميشوند. در اين مواقع، تنها راه چاره، انجام عمل جراحي توسط پزشک متخصص است.
3- عارضه جانبي ناشي از مصرف گياه قاصدک، ادرار کردن پي در پي است. با اينکه اين اثر براي جلوگيري از تشکيل مجدد سنگها مفيد است، اما ميتواند آزاردهنده باشد، لذا هنگام مسافرت يا وقتي که به دستشويي دسترسي نداريد، از مصرف قاصدک خودداري کنيد.

جلوگ
يري از تشکيل سنگ هاي صفراوي
سنگ کيسه صفرا 
در مطلب قبلي با عنوان "سنگ کيسه صفرا " درباره انواع سنگ هاي صفراوي،عوامل موثر در تشکيل سنگ صفرا و علائم آن مطالبي را براي شما بيان کرديم، حال غذاهاي مفيد و مضر براي مبتلايان به اين بيماري و راه هاي جلوگيري از آن را ذکر کردیم
براي جلوگيري از سنگ هاي صفراوي، رعايت موارد زير لازم مي باشد:
* متعادل نگه داشتن وزن بدن
* جلوگيري از کاهش وزن سريع. کاهش وزن صحيح بايد در زمان طولاني و به کُندي انجام گيرد.
* عدم مصرف غذاهاي داراي کلسترول
* افزايش مصرف استروژن يکي از موارد تشکيل سنگ هاي صفراوي مي باشد.
* دريافت داروهاي پايين آورنده کلسترول نيز سنگ هاي صفراوي را بوجود مي آورند.
* کم تحرکي. ورزش باعث جلوگيري از پيدايش سنگ کيسه صفرا مي شود. پياده روي روزانه به مدت 30 دقيقه و 5 بار در هفته، 34 درصد خطر بيماري سنگ کيسه صفرا را کم مي کند.
* غذا نخوردن به مدت طولاني باعث بروز اين سنگ ها مي گردد.
* عدم مصرف چربي هاي ممنوع.
چربي براي بدن لازم است، ولي همانطور که مي دانيد، چربي مجاز و چربي ممنوع وجود دارد.
چربي هاي ممنوع: غذاهاي سرخ شده ، چربي هاي هيدروژنه و جامد، چربي هاي اشباع مثل چربي گوشت، مارگارين.
چربي هاي مجاز: روغن هاي گياهي و روغن ماهي (امگا 3) غذاهاي مفيد براي بيماران دچار سنگ کيسه صفرا
مصرف فيبرهاي غذايي
آب سبزيجات تازه مخصوصا آب چغندر و خيار
نوشيدن زياد آب
سبزيجات
سير
آواکادو
ريشه گياه زنجبيل
نارگيل
انگور و آب آن
سيب
انجير
ليمو
گلابي
زردآلو
مويز
غذاهايي که بيماران دچار سنگ کيسه صفرا بايد کم مصرف کنند:
تخم مرغ
پياز
شير و لبنيات
قهوه
پرتقالذرت
لوبياآجيل
گوشت قرمز
کاکائو
کلم
جو
گندم
شکر و شيريني
آرد سفيد
مصرف مواد غذايي زير براي تسکين درد بسيار مفيد است:
خيار و آب آن
چغندر
نوشيدن چاي يا دم کرده گياهي . چاي گياهي را با مقداري آب بگذاريد دم بکشد و به آرامي ميل کنيد. 
______________ ____
************ ****
" تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی!!!یکی دیروز و یکی فردا...



منتظر نکته نظرات عالی شما دوستان هستم


ارادتمند : داود مهندس یعنی این
- by: pesare zesht,
- date: 2012-01-22,
- comments: 6,
- views: 167
قصه ی شبای زمستون(ا
فسانه ی نارسیس) - by: goli_kh,
- date: 2012-01-22,
- comments: 6,
- views: 148
یکی بود و چند تا شدن.چند تا شدن خوشحال شدن
روز
گاری در دهکده ای جوان زیبایی زندگی میکرد به نام نارسیس.او همه روزه برای دیدن زیبایی خود به دریاچه آبهای شیرین در وسط جنگل میرفت. آنچنان شتابان از میان مردم می گریخت که مبادا کسی او را ببیند و از زیبایی اش لذت ببرد.آنچنان شتابان از میان درختان می گریخت که مبادا الهه جنگل ها او را ببیند و از زیبایی اش لذت ببرد.
وقتی به دریاچه می رسید آرام می گرفت و ساعتها در سکوت دریاچه محو زیبایی خود می شد.آنچنان محو تماشای خود می شد که اصلا نمی فهمید روز کی به پایان می رسد و شب همگام دزدانه به خانه اش باز می گشت تا مبادا کسی او را ببیند و از زیبایی اش لذت ببرد!
یک روز همچنان که نارسیس دوان دوان آمد تا خود را به دریاچه برساند و مثل هر روز از زیبایی اش لذت ببرد،پای
ش به سنگی خورد و به درون دریاچه افتاد و مرد... از مکانی که نارسیس به درون دریاچه افتاد گلی شکفت.دریاچه نام او را به یاد نارسیس، نرگس گذاشت.
دریاچه همهء روز برای برای نارسیس می گریست تا اینکه روزی الهه جنگل ها آمد و دید تمام آب های شیرین دریاچه با اشک های دریاچه شور شده،پس به او گفت :«ای دریاچه تو چرا برای نارسیس گریه می کنی؟درست است که او در هر حال زیبا ترین بود و من در هر حال همیش
ه در جنگل ها به دنبالش دوان بودم تا او را ببینم اما،او همیشه در میان جنگل از من فراری بود و من هرگز او را ندیدم و از زیبایی اش لذت نبردم و اینتنه
ا تو بودی که او را دیده ای و از زیبایی اش لذت برده ای!پس گریه برای چیست؟!» دریاچ
ه با تعجب اشکهایش را پاک کرد و پرسید:«م گر نارسیس زیبا هم بود؟!» الهه با تعجبی دو چندان پاسخ داد:«آری!او زیبا بود؛زیبا ترین بود.ولی چگونه ممکن است که تو این راندانی؟
تو او را از هر کسی بیشتر دیده بودی، از خودش هم بیشتر!اصلا توتنها کسی بودی که او را میدیدی.چگونه ممکن است که نفهمیده باشی او زیباست؟!»
دریاچ
ه که کاملا گیج شده بود پاسخ داد:«نار سیس همه روزه ساعت ها بر حاشیه من می نشست اما من هرگز نفهمیدم او زیباست!زیرا هر روز که او به سراغ من می آمد من در عمق چشمانش زیبایی خودرا می دیدم واکنون که مرده از این می گریم که دیگر نمیتوانم زیبایی ام را ببینم...» شب خوش
نیم کیلو باش ، مرد باش
- by: yadegar,
- date: 2012-01-22,
- comments: 1,
- views: 141




معنی برخی کلماتی که از زن ها میشنوید!
- by: A.Ranin,
- date: 2012-01-22,
- comments: 19,
- views: 197
معنی برخی کلماتی که از زن ها میشنوید!
خبٌ : این کلمهای است که زنان برای پایان دادن به مکالمههایی استفاده میکنند که در آن حق با آنهاست و شما باید خفه بشوید.
پنج دقیقه : اگر مشغول لباس پوشیدن است یعنی حداقل نیم ساعت. هرچند پنج دقیقه دقیقاً معادل پنج دقیقه است اگر به شما پنج دقیقه بیشتر زمان جهت تماشای فوتبال داده شده باشد.
هیچٌی : این آرامش قبل از توفان است. معنی و مفهوم آن این است که باید به شدت گوش به زنگ باشید . بحثهایی که با هیچی شروع میشوند، غالباً با خبٌ تمام میشوند.
بفرمایید : این کلمه اصلاً ربطی به اجازه دادن انجام کاری ندارد. "اگه جرئت داری" در آن مستتر است.
آه بلند : این در حقیقت یک کلمه محسوب میشود که معمولاً درست فهمیده نمیشود. آه بلند یعنی او فکر میکند شما یک احمق به دردنخور هستید و او نمیداند چرا دارد وقتش را با ماندن و بحث با شما سر هیچٌی تلف میکند.
اشکال نداره : این یکی از خطرناک ترین جملاتی است که زن شما ممکن است به شما بگوید. اشکال نداره یعنی اون به زمان طولانی تری احتیاج دارد که تصمیم بگیرد شما چگونه باید تاوان این اشتباهتان را پس بدهید.
ممنون : از شما تشکر میکند. فقط بگویید خواهش میکنم. هیچ حرف اضافهای نزنید. خیلی ممنون میتواند نشان دهنده یک خطر بالقوٌه باشد.
اصلاً هرچی : این ترکیب برای گفتن به حساب می رسم! یا مرده شورت رو ببرن استفاده میشود.
نه . نگرانش نباش عزیزم، خودم انجام میدم : یک جمله بسیار خطرناک دیگر. به معنی آنکه این کار به دفعات متعدد به شما محول شده و حالا تصمیم گرفته خودش دست به کار شود. این حالت معمولاً منجر به حالتی خواهد شد که شما بپرسید چی شده؟والا پیامدار...
- by: goli_kh,
- date: 2012-01-22,
- comments: 9,
- views: 185
الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم
و
الا پیامدار! محمد! گفتی که یک دیار
هر
گز به ظلم و جور نمی ماند بر پا و استوار آنگاه ت
مثیل وار کشیدی عبای وحدت بر سر پاکان روزگار.
در تنگ پر تبرک آن نازنین عبا
دیر
ینه ای محمد جا هست بیش و کم
آزاد
ه را که تیغ کشیده است برستم!؟ سیاوش کسرایی
مرداد 1356 ۵سلام صب
ح به خیر dvخدایا چرا من؟
- by: bluffer_fox,
- date: 2012-01-22,
- comments: 7,
- views: 165
آرتوراش قهرمان افسانه ای تنیس هنگامی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت، با تزریق خون آلوده، به بیماری ایدز مبتلا شد طرفداران آرتور از سر تا سر جهان نامه هایی محبت آمیز برایش فرستادند

.یکی از دوستدارا
ن وی در نامه خویش نوشته بود: “چرا خدا تو را برای ابتلا به چنین بیماری خطرناکی انتخاب کرده؟” آرتور اش، در پاسخ این نامه چنین نوشت :
در سر تا سر دنیا بیش از پنجاه میلیون کودک به انجام بازی تنیس علا
قه مند شده و شروع به آموزش می کنند .
حدود پنج میلیون از آن ها بازی را به خوبی فرا می گیرند
.
از آن میان قریب پانصد هزار نفر تنیس حرفه ای را می آموزند
و شاید پنجاه هزار نفر در مسابقات شرکت می کنند پن
ج هزار نفر به مسابقات تخصصی تر راه می یابند .
پنجاه نفر اجازه شرکت در مسابقات بین المللی ویمبلدون را می یابند
.
چهار نفر به مسابقات نیمه نهایی راه می یابند
.
و دو نفر به مسابقات نهایی
.
وقتی که من جام جهانی تنیس را در دست هایم می فشردم هرگز نپرسیدم که “خدایا چرا من؟
”
و امروز وقتی که درد می کشم، باز هم اجازه ندارم که از خدا بپرسم :”چرا من؟ مرز بین بلژیک و هلند
- by: ramak,
- date: 2012-01-22,
- comments: 2,
- views: 148
دو کشور بلژیک و هلند در داخل شهری به نام Baarle Nassau دارای مرز مشترکی به شکل زیر هستند!
به امید آن روزی که همه انسانها فارغ از مرزها و فارغ از رنگ و نژاد باهم زندگی صلح آمیز داشته باشند.
قصه های شبای زمستون(ا
بر و تپه ی شنی) - by: goli_kh,
- date: 2012-01-21,
- comments: 5,
- views: 120
يکى بود و چندتا شدن،چندت
ا شدن خوشحال شدن اب
ر جوانی در میان توفان عظیمی بر فراز دریای مدیترانه به دنیا آمد؛اما فرصتی برای رشد در آن منطقه نیافت؛با د عظیمی تمام ابرها را به سوی افریقا راند. همین که به قاره افریقا رسیدند، آب و هوا عوض شد.آفتاب تندی در آسمان می درخشید و در زیر ، شن های خشک صحرا دیده می شد . باد آنها را به سوی جنگلهای جنوب راند ، در صحرا هیچ بارانی نمی بارید.
بنابر
این ، ابر هم مثل انسان های جوان ، تصمیم گرفت از پدران و دوستان پیرترش جدا شود و به کشف جهان بپردازد. باد اعتراض کرد :«چه کار می کنی؟ صحرا همه جا یک شکل است! به گروه برگرد تا به مرکز افریقا برویم. آنجا کوه ها و درختان زیبایی وجود دارد!»
اما ابر جوان و عاصی توجه نکرد . کم کم ارتفاعش را کم کرد و سرانجام نزدیک تپه های شنی ، پشت نسیم ملایمی نشست . پس از مدت درازی ، متوجه شد یکی از تپه ها به او می خندد.
تپه هم جوان بود . باد تازه آن را شکل داده بود . همان جا ، ابر عاشق تپه شد و گفت:
«ر
وز به خیر . زندگی آن پایین چطور است؟» ت
په جوت داد:«با تپه های دیگر ، خورشید ، باد و کاروان های هم صحبتم که هرازگاهی از اینجا می گذرند. گاهی خیلی گرمم می شود ، اما تحمل می کنم . زندگی در آن بالا چطور است؟» ا
بر با لبخند گفت:«این جا هم باد و خورشید کنار ماست ، اما حسنش این است که می توانم در آسمان بگردم و در آسمان با چیزهای زیادی آش نا بشوم!» تپه جواب داد:«زند
گی من کوتاه است ، وقتی باد از جنگل برگردد ، ناپدید می شوم.» ابر پرسید:«ح
الا غمگینی؟» تپه گفت:«حس می کنم به هیچ دردی نمی خورم!»
ابر گفت:«من هم همین حس را دارم ، باد تازه که بیاید مرا به جنوب می راند و باران می شوم . به هر حال سرنوشتم همین اس
ت.» تپه لحظه ای مکث کرد و گفت:
« می دانی اینجا در بیابان ، به باران می گوییم بهشت؟»
ابر با غرور گفت :« نمی دانم می توانم به چیزهای به این مهمی بدل شوم یا نه .» تپه جواب داد:« از تپه های پیر افسانه های زیادی شنیده ام . می گویند بعد از باران ، گیاه و درخت ما را می پوشاند .اما هیچ وقت نفهمیدم این یعنی چه . در صحرا خیلی کم باران می بارد .»
این بار ابر مکث کرد . اما خیلی زود ، دوباره خندید:
«اگر بخواهی می توانم باران بر سرت بریزم . همین که رسیدم ، عاشقت شدم و دلم می خواهد همیشه در کنارت بمانم.»
تپه گفت:« وقتی برای اولین بار تو را در آسمان دیدم ، من هم عاشقت شدم . اما اگر موهای زیبا وسفیدت را به باران مبدل کنی می میری!»
ابر گفت :«عشق هرگز نمی میرد .دگردیسی می یابد ؛ می خواهم بهشت را نشانت بدهم .»
و با قطره های ریز باران شروع کرد به نوازش تپه ؛ زمان درازی به همین شکل ماندند ، تا اینکه رنگین کمان ظاهر شد .
روز بعد ، تپه کوچک از گل پوشیده شد . ابرهای دیگری که از آنجا می گذشتند ، دیدند که آنجا ، جنگل کوچکی به وجود آمده و آنها هم بر تپه باریدند .بیست سال بعد ، آن تپه واحه ای شده بود که با سایه درختانش مسافران را پناه می داد .
و همه این ها به خاط این بود که ، روزی ، ابری عاشق ، نترسید و زندگی اش را فدای عشق کرد.
قصه ی ما به سر رسید،کلا
غه هم بخونه اش رسید،قصه رو شنید،
زیر بال و پر مامانش گرفت خوابید.شبتون پر ستارهپائولو کوئیلو / چون رود جاری باش
صفحه: 40
40 |
| F 23, Brazil | |
| M 16, Chile | |
| F 28, Brazil | |
| M 37, Brazil | |
| M, Poland | |
| M 23, Brazil | |
| M 23, Poland | |
| M 14, Brazil | |
| M 50, Brazil | |
![]() |

