soshiyans - Blog

soshiyans  
روز مرگــم وسط سينه من چـــاک زنيـد****اندرون دل مــن يک قـلمه تـاک زنـيـــــــد
last connection:  Poker Texas Holdem
1 day 8 hours ago   
  • داستان عاشقانه غم انگیز

    • by: soshiyans,
    • date: 2012-02-07,
    • comments: 8,
    • views: 151

    یک دانشجوی مهندسی عاشق سینه چاک دختر همکلاسیش بود. بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختره خواستگاری کرد اما دختر خانوم داستان ما عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد. بعدم پسر رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه، به حراست میگه. روزها ازپی هم گذشت و دختره واسه امتحان از پسر داستان ما یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت " من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت  "اگر منو بخشیدی بیا و باهام صحبت کن و دیگه ترکم نکن. ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد. چهار سال آزگار کذشت و هر دو فارغ التحصیل شدند. اما پسر دیگه طرف دختره نرفت!!

     

    نتیجه اخلاقی این ماجرا. پسرهای مهندسی هیچوقت لای کتاب ها و جزوه هاشون رو باز نمیکنند!!!!


      • Show all comments: 8
      • hz250893108 days ago
        تکراری بود
      • kian3108 days ago
        خیلی عالی بود
      • pedramkhan108 days ago
        مرسی
      • persian.man108 days ago
        »Lollllllllllllllllllllllllllllllll
        خیلی نامردی....خوبه منم دستتو رو کنم.....
        ممنون خیلی قشنگ بود
      • soroosh108 days ago
        این داستان دو حالت داشت، یا واقعیت بود و یا حقیقت بود